خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند دل، عشق، رنج‌های روحی، و جستجوی معنویت می‌پردازد. شاعر از تپش دل، رمیدن آن، و محدودیت‌های هستی سخن می‌گوید و به دنبال آرامش و مقصد نهایی دل است. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی چون انتظار، رنج عشق، و ناپایداری زندگی دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و جستجوی معنویت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۲۴۹ - چراغ ماه خطر دارد از رمیدن دل

چراغ ماه خطر دارد از رمیدن دل
به ساق عرش فتد لرزه از تپیدن دل ۱

طلسم هستی خود هر که نشکند چو حباب
نمی رسد به مقام نفس کشیدن دل ۲

فغان که نیست درین روزگار بی حاصل
غمی که تنگ کند جای برتپیدن دل ۳

ز شارع کشش دل قدم برون مگذار
که خضر کعبه مقصد بود کشیدن دل ۴

خرد به پرده سرای حواس محتاج است
به گوش و لب نبود گفتن و شنیدن دل ۵

چه فتنه بود نگاه تو درجهان انداخت
که جست عالمی از خواب آرمیدن دل ۶

بیا که می خلد از انتظار آمدنت
چو دشنه ام به جگر شهپر تپیدن دل ۷

چو غنچه جامه رنگین به روی هم مگذار
که می شود همه اسباب لب گزیدن دل ۸

نفس رسید به پایان و در قلمرو خاک
نیافتیم فضای نفس کشیدن دل ۹

ترا که هست دل آرمیده ای خوش باش
که من افتاده ام از چشم آرمیدن دل ۱۰

چسان به بستر آسودگی نهم پهلو
مرا که سنگ به پهلو زند تپیدن دل ۱۱

ز شیشه های فلک بانگ الامان خیزد
در آن مقام که میدان کشد رمیدن دل ۱۲

به گوش هرکه گران نیست از شراب غرور
نوای طبل رحیل است هر تپیدن دل ۱۳

در آن مقام که صائب به نغمه پردازد
ز شاخسار فتد بلبل از تپیدن دل ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۲۴۸ - نیم ز پرسش محشر به هیچ باب خجل
گوهر بعدی:غزل ۵۲۵۰ - نمی روم قدمی راه بی اشاره دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.