خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی، با تصاویر زیبا و استعاری، به توصیف بهار و گلها میپردازد. شاعر از قفس شکسته، دیوار باغ پر از گل، مرغان و بلبلها سخن میگوید و حالات مستانه و شادمانی طبیعت را به تصویر میکشد. همچنین، اشارهای به ناپایداری زیباییها و فصل خزان دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاری است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و تصاویر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۲۳۳ - چون قفس پر رخنه شد دیوار باغ از جوش گل
چون قفس پر رخنه شد دیوار باغ از جوش گل
بال مرغان غنچه گشت از تنگی آغوش گل ۱
جلوه گاه یار هم دیوانگی می آورد
نیست ممکن در خزان آید به خود مدهوش گل ۲
رخنه منقار بلبل زود می آید بهم
هست اگر این چاشنی باخنده چون نوش گل ۳
دوش کان سروروان مستانه از گلشن گذشت
باغ تنگی کرد بر خمیازه آغوش گل ۴
من که چشم پاک شبنم را شمارم چشم شور
چون توانم دید صائب خار را همدوش گل ۵
بال مرغان غنچه گشت از تنگی آغوش گل ۱
جلوه گاه یار هم دیوانگی می آورد
نیست ممکن در خزان آید به خود مدهوش گل ۲
رخنه منقار بلبل زود می آید بهم
هست اگر این چاشنی باخنده چون نوش گل ۳
دوش کان سروروان مستانه از گلشن گذشت
باغ تنگی کرد بر خمیازه آغوش گل ۴
من که چشم پاک شبنم را شمارم چشم شور
چون توانم دید صائب خار را همدوش گل ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۳۲ - از تنک رویی شود همصحبت هر خار گل
گوهر بعدی:غزل ۵۲۳۴ - خنده کردی درگلستان تازه شد ایمان گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.