خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج انسان در جهان است. شاعر از اندوهها، داغها و حوادث زندگی سخن میگوید و تأکید میکند که پاکی و خلوص تنها با عشق و فداکاری به دست میآید. او از عشق به عنوان نیرویی متعالی یاد میکند که میتواند قلب و جان را پاک کند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و اندوه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۵۲۱۸ - دل را نکند گریه ز اندوه جهان پاک
دل را نکند گریه ز اندوه جهان پاک
ازداغ به باران نشود لاله ستان پاک ۱
از پرتو خورشید دلم داغ و کباب است
کآمد به جهان پاک وبرون شد ز جهان پاک ۲
سیلاب حوادث شود افسانه خوابش
آن را که بود خانه ز اسباب جهان پاک ۳
چون تیر هدف رانکنی دست درآغوش
تا خانه خود رانکنی همچو کمان پاک ۴
در حوصله اش قطره شود گوهر شهوار
آن را که بود همچو صدف کام و دهان پاک ۵
گر غوطه به دریا دهیش پاک نگردد
هرکس که نشد ازنظر پیر مغان پاک ۶
بر سر زدم از بس که بیطاقتی شوق
شد بادیه عشق تو از سنگ نشان پاک ۷
خون می خورم از غیرت آن تیغ که کرده است
از صفحه رخسار تو خط را به زبان پاک ۸
خون سنگ که از پرتو خورشید شود لعل
از عشق مراگشت دل و جان و زبان پاک ۹
در هیچ دلی نیست غم رزق نباشد
صائب نشد این سفره ز اندیشه نان پاک ۱۰
ازداغ به باران نشود لاله ستان پاک ۱
از پرتو خورشید دلم داغ و کباب است
کآمد به جهان پاک وبرون شد ز جهان پاک ۲
سیلاب حوادث شود افسانه خوابش
آن را که بود خانه ز اسباب جهان پاک ۳
چون تیر هدف رانکنی دست درآغوش
تا خانه خود رانکنی همچو کمان پاک ۴
در حوصله اش قطره شود گوهر شهوار
آن را که بود همچو صدف کام و دهان پاک ۵
گر غوطه به دریا دهیش پاک نگردد
هرکس که نشد ازنظر پیر مغان پاک ۶
بر سر زدم از بس که بیطاقتی شوق
شد بادیه عشق تو از سنگ نشان پاک ۷
خون می خورم از غیرت آن تیغ که کرده است
از صفحه رخسار تو خط را به زبان پاک ۸
خون سنگ که از پرتو خورشید شود لعل
از عشق مراگشت دل و جان و زبان پاک ۹
در هیچ دلی نیست غم رزق نباشد
صائب نشد این سفره ز اندیشه نان پاک ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۱۷ - خامش نمی شوم چو جرس بادهان خشک
گوهر بعدی:غزل ۵۲۱۹ - از گرد خط آن غنچه مستور شود خشک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.