این شعر از صائب تبریزی، زیبایی و تأثیر کلام معشوق را توصیف میکند. شاعر بیان میکند که هر حرف از دهان معشوق مانند نامهای است که عقل را میرباید و شرابوار ذهن را مست میکند. او از تأثیر شگفتانگیز لبهای معشوق و سخنان آتشینش میگوید که حتی در خواب نیز میتوان از چشمانش سخن شنید. شاعر در نهایت به این نکته اشاره میکند که سکوت بهتر از گفتار نابجاست.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از واژهها و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۵۱۶۶ - ازبس که شد زلعل تو با آب و تاب حرف
شوید غبار عقل زدل چون شراب حرف ۱
غیر ازدهان تنگ سخن آفرین تو
درنقطه کس ندیده نهان یک کتاب حرف ۲
هر حرفی ازدهان تو پیچیده نامه ای است
از بس خورد زتنگی جا هیچ وتاب حرف ۳
شادابی لب تو از آن است کز حجاب
درلعل آتشین تو می گردد آب حرف ۴
گر هوش کوتهی نکند می توان شنید
ازچشمهای شوخ تودر عین خواب حرف ۵
در خوبی تو نیست کسی راسخن،ولی
دارد خط عذار تو باآفتاب حرف ۶
در خامشان شراب سرایت نمی کند
مستی دهد زیاده ز جام شراب حرف ۷
صائب ره صواب خموشی است یکقلم
ورنه بود میان خطا وصواب حرف ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.