خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع وداع و جدایی میپردازد و احساسات تلخ و دردناک ناشی از آن را بیان میکند. شاعر از مرگ، هجران، و دوری از عزیزان سخن میگوید و جهان را تیره و تاریک میبیند. او از بیاختیاری در سفر زندگی و نبودن پایان روشن برای وداع مینالد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی درباره مرگ و جدایی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، بیان احساسات غمگین و تلخ نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد.
غزل ۵۱۱۹ - گر چه دارد تلخی زهر اجل جام وداع
گر چه دارد تلخی زهر اجل جام وداع
برامید مرگ می نوشم به هنگام وداع ۱
آخر بیماری جانکاه می باشد هلاک
اول هجران جانسوزست انجام وداع ۲
حیرتی دارم که چون خواهم سفر کردن ز خویش ؟
تیره شد عالم به چشمم بس که از شام وداع ۳
دروداع دوستان از بس که تلخی دیده ام
می روم از خویش هرکس می برد نام وداع ۴
دوری جانان بود از دوری جان تلختر
درشمار زندگانی نیست ایام وداع ۵
همچو شمع صبحگاهی در شبستان جهان
تا نفس را راست کردم بود هنگام وداع ۶
بیقراران درسفر بی اختیار افتاده اند
چون سپند از من مجو صائب سرانجام وداع ۷
برامید مرگ می نوشم به هنگام وداع ۱
آخر بیماری جانکاه می باشد هلاک
اول هجران جانسوزست انجام وداع ۲
حیرتی دارم که چون خواهم سفر کردن ز خویش ؟
تیره شد عالم به چشمم بس که از شام وداع ۳
دروداع دوستان از بس که تلخی دیده ام
می روم از خویش هرکس می برد نام وداع ۴
دوری جانان بود از دوری جان تلختر
درشمار زندگانی نیست ایام وداع ۵
همچو شمع صبحگاهی در شبستان جهان
تا نفس را راست کردم بود هنگام وداع ۶
بیقراران درسفر بی اختیار افتاده اند
چون سپند از من مجو صائب سرانجام وداع ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۱۸ - ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟
گوهر بعدی:غزل ۵۱۲۰ - در عروج نشأه می می کند طوفان سماع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.