خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از بی‌خوابی و ناآرامی روحی خود سخن می‌گوید. او خواب را به‌عنوان چیزی توصیف می‌کند که از دسترس او خارج شده و حتی در خواب هم نمی‌تواند آرامش پیدا کند. او از ناتوانی عقل در برابر این وضعیت و شدت ناآرامی خود صحبت می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۱۰۰ - ببست خواب مرا جادوانه دلداری

بِبَست خوابِ مرا جادُوانه دِلْداری
به زیرِ سنگ نَهان کرد و در بُنِ غاری ۱

به خواب هم نَتَوان دید خوابْ چَشمِ مرا
چو مُرده‌یی که دَراُفتاد در نَمَکساری ۲

کجاست خواب و کجا چَشم؟ و کو قَرارِ دلی؟
کجا گُذارد این فِتْنه، صَبرِ صَبّاری؟ ۳

اگر چه کوه بُوَد، عقلْ هَمچو کَهْ بِپَرَد
بِبین چه صَرصَرِ باهیبَت است این، باری ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۹۹ - بداد پندم استاد عشق ز استادی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۰۱ - کسی که باده خورد بامداد زین ساقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.