خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق، رنج، امید و تسلیم در برابر تقدیر میپردازد. شاعر از تشبیهات زیبایی مانند زنبور، شیر، موجهای سراب و چاه نسیان استفاده کرده تا احساسات عمیق انسانی را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از تشبیهات و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۰۱۴ - دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش
دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش
شفای خسته دلان است شیره جانش ۱
به خون خود نکند کشته اش دهن شیرین
ز بس که تشنه خون است تیغ مژگانش ۲
بغیر عشق کدامین محیط خونخوارست
که دست، پنجه مرجان شود زدامانش ؟ ۳
امید گوهر سیراب ازین محیط مدار
که غیر چین جبین نیست مد احسانش ۴
نفس گداختگانند موجهای سراب
که شسته اند زجان دست دربیابانش ۵
بساز با جگر تشنه همچو اسکندر
نظر سیاه مگردان به آب حیوانش ۶
به سرمه دل شب چشم خویش روشن دار
که تیغ سینه شکافی است صبح خندانش ۷
ز میر قافله عشق، رحم مدار
که پر ز یوسف مصری است چاه نسیانش ۸
زخوان چرخ فرومایه دست کوته دار
که قدر خود شکند هرکه بشکند نانش ۹
به صدق هرکه برآورد دم ز دل صائب
چو صبح ،مشرق خورشید شدگریبانش ۱۰
شفای خسته دلان است شیره جانش ۱
به خون خود نکند کشته اش دهن شیرین
ز بس که تشنه خون است تیغ مژگانش ۲
بغیر عشق کدامین محیط خونخوارست
که دست، پنجه مرجان شود زدامانش ؟ ۳
امید گوهر سیراب ازین محیط مدار
که غیر چین جبین نیست مد احسانش ۴
نفس گداختگانند موجهای سراب
که شسته اند زجان دست دربیابانش ۵
بساز با جگر تشنه همچو اسکندر
نظر سیاه مگردان به آب حیوانش ۶
به سرمه دل شب چشم خویش روشن دار
که تیغ سینه شکافی است صبح خندانش ۷
ز میر قافله عشق، رحم مدار
که پر ز یوسف مصری است چاه نسیانش ۸
زخوان چرخ فرومایه دست کوته دار
که قدر خود شکند هرکه بشکند نانش ۹
به صدق هرکه برآورد دم ز دل صائب
چو صبح ،مشرق خورشید شدگریبانش ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۱۳ - مدار چشم مروت ز خضرو احسانش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۱۵ - چنان ز دل گذرد صاف تیر مژگانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.