خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و ستایش شاعر به معشوق است که او را منشأ نور، حیات و شادی میداند. شاعر از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید و معشوق را همچون آفتاب و منبع لطف و زیبایی توصیف میکند. او همچنین به تأثیرات روحافزای معشوق و سعادت تشنگان عشق اشاره میکند.
این متن به دلیل استفاده از مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، نیاز به درک و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از عبارات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد و نیاز به تفسیر داشته باشد.
غزل ۳۰۸۰ - تو نور دیدهٔ جان، یا دو دیدهٔ مایی
تو نورِ دیدهٔ جان، یا دو دیدهٔ مایی
که شُعلهْ شُعله به نورِ بَصَر دَراَفْزایی ۱
تو آفتاب و دِلَم هَمچو سایه در پِیِ تو
دو چَشمْ در تو نَهادهست و گشته هرجایی ۲
ازان زمان که چو نِی بَستهاَم کَمَر پیشَت
حَرارتیست درونِ دل از شِکَرخایی ۳
زِ کانِ لُطفِ تو نَقْد است عیش و عشرتِ ما
نِیَم به دولتِ عشقِ لبِ تو فردایی ۴
به ذاتِ پاکِ خداوند، کَزْ تو دُزدیده ست
هر آنچه آبِ حیات است، روحْ اَفْزایی ۵
زِ جویِ حُسنِ تو خوبان، سَبو سَبو بُرده
به تشنگانِ رَهِ عشقْ کرده سَقّایی ۶
زِهی سَعادتِ آن تشنگان، که بویْ بَرَند
به اصلِ چَشمهٔ آبِ خوشِ مُصَفّایی ۷
سَبویِ صورتها را به سنگ بَرنَزَنند
خورَند آبِ حَیاتِ تو را زِ بالایی ۸
خَدیوْ مَفْخَرِ تبریز، شَمسِ دینِ به حَق
دو صد مُراد بَرآری، چُنین چو بازآیی ۹
که شُعلهْ شُعله به نورِ بَصَر دَراَفْزایی ۱
تو آفتاب و دِلَم هَمچو سایه در پِیِ تو
دو چَشمْ در تو نَهادهست و گشته هرجایی ۲
ازان زمان که چو نِی بَستهاَم کَمَر پیشَت
حَرارتیست درونِ دل از شِکَرخایی ۳
زِ کانِ لُطفِ تو نَقْد است عیش و عشرتِ ما
نِیَم به دولتِ عشقِ لبِ تو فردایی ۴
به ذاتِ پاکِ خداوند، کَزْ تو دُزدیده ست
هر آنچه آبِ حیات است، روحْ اَفْزایی ۵
زِ جویِ حُسنِ تو خوبان، سَبو سَبو بُرده
به تشنگانِ رَهِ عشقْ کرده سَقّایی ۶
زِهی سَعادتِ آن تشنگان، که بویْ بَرَند
به اصلِ چَشمهٔ آبِ خوشِ مُصَفّایی ۷
سَبویِ صورتها را به سنگ بَرنَزَنند
خورَند آبِ حَیاتِ تو را زِ بالایی ۸
خَدیوْ مَفْخَرِ تبریز، شَمسِ دینِ به حَق
دو صد مُراد بَرآری، چُنین چو بازآیی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۷۹ - بیامدیم دگربار سوی مولایی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۸۱ - تو عاشقی؟ چه کسی؟ از کجا رسیدستی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.