خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از صائب تبریزی است که به نقد دنیای مجاز و گذرا میپردازد. شاعر از محدودیتهای زندگی مادی و عشقهای دنیوی شکایت دارد و به دنبال حقیقت و عشق حقیقی است. او از اسارت در دایره رنگ و لعاب دنیا ناراضی است و خواهان رهایی از قیدوبندهای دنیوی است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۷۸۸ - نمی رسد به حقیقت کس از سرای مجاز
نمی رسد به حقیقت کس از سرای مجاز
پلی است آن طرف آب، عشقهای مجاز ۱
ز مرگ بیم ندارم که در قلمرو خاک
عذاب قبر کشیدم ز تنگنای مجاز ۲
اسیر دایره رنگ تا به کی باشم ؟
دلم چو لاله سید شد ازین سرای مجاز ۳
بپوش خرقه عریان تنی ز حضرت عشق
که بند خانه غفلت بود ردای مجاز ۴
مباد هیچ مسلمان اسیر قید فرنگ!
بجان رسیده ام از دست عشوه های مجاز ۵
مبند دل به تماشای این جهان صائب
که یک دو هفته بود همچو گل وفای مجاز ۶
پلی است آن طرف آب، عشقهای مجاز ۱
ز مرگ بیم ندارم که در قلمرو خاک
عذاب قبر کشیدم ز تنگنای مجاز ۲
اسیر دایره رنگ تا به کی باشم ؟
دلم چو لاله سید شد ازین سرای مجاز ۳
بپوش خرقه عریان تنی ز حضرت عشق
که بند خانه غفلت بود ردای مجاز ۴
مباد هیچ مسلمان اسیر قید فرنگ!
بجان رسیده ام از دست عشوه های مجاز ۵
مبند دل به تماشای این جهان صائب
که یک دو هفته بود همچو گل وفای مجاز ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۸۷ - دگر که را کنم از اهل درد محرم راز؟
گوهر بعدی:غزل ۴۷۸۹ - نخست دفتر هوش و خرد درآب انداز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.