خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از صائب تبریزی است که به ناسازگاریهای ذاتی در جهان و روابط انسانی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند بلبل و جغد، سنگ و سبو، و زنگ و آیینه، تأکید میکند که برخی چیزها هرگز با هم سازگار نخواهند شد. همچنین، این شعر به مفاهیمی مانند عشق، خرد، تقدیر، و انتخابهای انسانی اشاره دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۷۷۹ - صحبت عشق و خرد ساز نگردد هرگز
صحبت عشق و خرد ساز نگردد هرگز
بلبل و جغد هم آواز نگردد هرگز ۱
من میخواره و همراهی زاهد، هیهات
صحبت سنگ و سبو، ساز نگردد هرگز ۲
با سیه دل چه کند صحبت روشن گهران؟
زنگ از آیینه سخنساز نگردد هرگز ۳
از خود آرا طمع سیرت شایسته خطاست
که برون ساز، درون ساز نگردد هرگز ۴
تا کسی گل نزند روزن بینایی را
بر رخش رخنه دل باز نگردد هرگز ۵
عجز را مهر به لب زن چو بلا نازل شد
به کمان تیر قضا باز نگردد هرگز ۶
کبک اگر خنده بیجا نکند من ضامن
که گرفتار به شهباز نگردد هرگز ۷
تا تو صائب ز خس و خار نیفشانی دست
شعله آه سرافراز نگردد هرگز ۸
بلبل و جغد هم آواز نگردد هرگز ۱
من میخواره و همراهی زاهد، هیهات
صحبت سنگ و سبو، ساز نگردد هرگز ۲
با سیه دل چه کند صحبت روشن گهران؟
زنگ از آیینه سخنساز نگردد هرگز ۳
از خود آرا طمع سیرت شایسته خطاست
که برون ساز، درون ساز نگردد هرگز ۴
تا کسی گل نزند روزن بینایی را
بر رخش رخنه دل باز نگردد هرگز ۵
عجز را مهر به لب زن چو بلا نازل شد
به کمان تیر قضا باز نگردد هرگز ۶
کبک اگر خنده بیجا نکند من ضامن
که گرفتار به شهباز نگردد هرگز ۷
تا تو صائب ز خس و خار نیفشانی دست
شعله آه سرافراز نگردد هرگز ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۷۸ - محو رخسار تو دلگیر نگردد هرگز
گوهر بعدی:غزل ۴۷۸۰ - دل ما روشن از افلاک نگردد هرگز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.