خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد غربت و دوری از وطن است. شاعر با استفاده از تصاویر و استعارههای مختلف، مانند مرغ در قفس، تشنه در کوثر، و سلیمان و مور، احساس تنهایی و دلتنگی برای وطن و عزیزان را به تصویر میکشد. او تأکید میکند که دوری از وطن و عزیزان باعث رنج و سفیدی موی میشود و حتی با وجود تلخیهای غربت، نمیتوان از وطن دور ماند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشارات تاریخی و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
غزل ۴۷۵۱ - هر چند ترا دیده بدکرد زمن دور
هر چند ترا دیده بدکرد زمن دور
درکنج قفس نیست زگل مرغ چمن دور ۱
با تلخی غربت چه کند مصرشکرخیز؟
از بهرعزیزی نتوان شدزوطن دور ۲
درکوثر اگرغوطه زند تشنه برآید
هرسوخته جانی که شد ازچاه ذقن دور ۳
درخانه نشینی نتوان نام برآورد
گمنام عقیقی که نگرددزوطن دور ۴
گر مورکند تکیه گه از دست سلیمان
بسیار مدانید زاعجاز سخن دور ۵
شد موی سرش پاک سفید از غم هجران
تانافه شد از ناف غزالان ختن دور ۶
خوردند به کف آب زچاه اهل توکل
برتشنه ما آب شد از دلو رسن دور ۷
هر چند بود درته پیراهن من یار
چون جامه فانوسم ازان سیم بدن دور ۸
صائب زنظر بازی این تازه جوانان
از دل نشود دوستی یارکهن دور ۹
درکنج قفس نیست زگل مرغ چمن دور ۱
با تلخی غربت چه کند مصرشکرخیز؟
از بهرعزیزی نتوان شدزوطن دور ۲
درکوثر اگرغوطه زند تشنه برآید
هرسوخته جانی که شد ازچاه ذقن دور ۳
درخانه نشینی نتوان نام برآورد
گمنام عقیقی که نگرددزوطن دور ۴
گر مورکند تکیه گه از دست سلیمان
بسیار مدانید زاعجاز سخن دور ۵
شد موی سرش پاک سفید از غم هجران
تانافه شد از ناف غزالان ختن دور ۶
خوردند به کف آب زچاه اهل توکل
برتشنه ما آب شد از دلو رسن دور ۷
هر چند بود درته پیراهن من یار
چون جامه فانوسم ازان سیم بدن دور ۸
صائب زنظر بازی این تازه جوانان
از دل نشود دوستی یارکهن دور ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۵۰ - ای هر ورق گل زتو آیینه دیگر
گوهر بعدی:غزل ۴۷۵۲ - کام دل ازان چهره افروخته برگیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.