خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، محبت، ضعف و قوت، صبر و تحمل، و زیباییهای معنوی میپردازد. شاعر از زیبایی بینظیر معشوق، تأثیر عشق بر روح و روان، و مفاهیمی مانند گذشت، فداکاری، و تواضع سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به دانش ادبی و تجربهی زندگی بیشتری نیاز دارد تا به خوبی درک شود.
غزل ۴۶۹۷ - ربوده خواب مرا حسن بی مثال دگر
ربوده خواب مرا حسن بی مثال دگر
گران چو خواب به چشمم بودخیال دگر ۱
زخشم وناز فزون می شود محبت من
که هر جلال بود عشق را جمال دگر ۲
گذشتن از سیر تقصیرمن به روی گشاد
به انفعال من افزود انفعال دگر ۳
زضعف قوت نقل مکان نمانده مرا
چگونه نقل زحالی کنم به حال دگر ۴
نمی شود زگهر چشم شور چشمان سیر
که هست هرکف دریا کف سئوال دگر ۵
اگر دهم ز نفس جان به خلق چون عیسی
نفس مکش که خموشی بود کمال دگر ۶
به چشم اگر پرکاهی زخرمن دونان
نهم ،شود پی پرواز چشم بال دگر ۷
گدازلقمه محال است سیرچشم شود
که می شود لب نانش لب سئوال دگر ۸
زیان نکرد سلیمان زدلنوازی مور
به حسن سلطنت خود فزود خال دگر ۹
مسازروترش از خوردن غضب صائب
که درجهان نبود لقمه هلال دگر ۱۰
گران چو خواب به چشمم بودخیال دگر ۱
زخشم وناز فزون می شود محبت من
که هر جلال بود عشق را جمال دگر ۲
گذشتن از سیر تقصیرمن به روی گشاد
به انفعال من افزود انفعال دگر ۳
زضعف قوت نقل مکان نمانده مرا
چگونه نقل زحالی کنم به حال دگر ۴
نمی شود زگهر چشم شور چشمان سیر
که هست هرکف دریا کف سئوال دگر ۵
اگر دهم ز نفس جان به خلق چون عیسی
نفس مکش که خموشی بود کمال دگر ۶
به چشم اگر پرکاهی زخرمن دونان
نهم ،شود پی پرواز چشم بال دگر ۷
گدازلقمه محال است سیرچشم شود
که می شود لب نانش لب سئوال دگر ۸
زیان نکرد سلیمان زدلنوازی مور
به حسن سلطنت خود فزود خال دگر ۹
مسازروترش از خوردن غضب صائب
که درجهان نبود لقمه هلال دگر ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۹۶ - ترا به هرگذری هست بیقراردگر
گوهر بعدی:غزل ۴۶۹۸ - ربوده است مراذوق جستجوی دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.