خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند یوسف، چاه، و آینه، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. او از تأثیرات شگفت‌انگیز معشوق بر خود و جهان اطراف سخن می‌گوید و زیبایی او را ستایش می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌ها و تصاویر شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۰۶۵ - شدم به سوی چه آب، همچو سقایی

شُدم به سویِ چَهِ آب، هَمچو سَقّایی
بَرآمَد از تَکِ چَهْ، یوسفی، مُعَلّایی ۱

سَبُک به دامَنِ پیراهَنَش زدم من دست
زِ بویِ پیرهَنَش دیده گَشت بینایی ۲

به چاه دَر، نَظَری کردم از تَعجُّب من
چَهْ از مَلاحَتِ او گشته بود صَحرایی ۳

کَلیمِ روح به هر جا رَسید میقاتَش
اگر چه کور بُوَد، گشت طورِ سینایی ۴

زَنَخ زَده‌ست رَقیبی که گفت از چَهْ دور
ازین سِپَس مَنَم و چاه و چون تو زیبایی ۵

کسی که زنده شود صد هزار مُرده ازو
عَجَب نباشد اگر پیر گشت بُرنایی ۶

هزار گنجْ گدایِ چُنین عَجَب کانی
هزار سیمْ نِثارِ لَطیفْ سیمایی ۷

جهانْ چو آیِنِه پُرنَقْشِ توست، امّا کو
به رویِ خوبِ تو بی‌آیِنِه تماشایی؟ ۸

سُخَن تو گو، که مرا از حَلاوَتِ لَبِ تو
نه عقل مانْد و نه اندیشه‌ییّ و نی رایی ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۶۴ - ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۶۶ - رسید ترکم، با چهره‌های گل وردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.