خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از مولانا (یا شاعری با سبک مشابه) بیانگر عشق عمیق و فراتر از دنیای مادی است. شاعر از ناتوانی در بیان عشق، دوری از معشوق، و فرازمینی بودن دل سخن میگوید. همچنین، از مفاهیمی مانند صبر، انتظار، و ناامیدی از رسیدن به آرزوها یاد میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به دانش ادبی و فلسفی پایه دارند.
غزل ۴۵۴۶ - عشق تو ز دل بدر نمی آید
عشق تو ز دل بدر نمی آید
سیمرغ ز قاف برنمی آید ۱
مأوای دل از دو کون بیرون است
این بیضه به زیر پرنمی آید ۲
تر دامنی وصفای دل هیهات
آیینه ز آب برنمی آید ۳
شبنم ز کنار آفتاب آمد
از یوسف ما خبر نمی آید ۴
دل پخته چو شد به خاک می افتد
خودداری ازین ثمر نمی آید ۵
تا پای ترا رکاب بوسیده است
پایش به زمین دگر نمی آید ۶
امید نگاه دارم از چشمش
از بیخبران خبر نمی آید ۷
از کوچه نی کدام شب صائب
صد قافله شکر نمی آید ۸
سیمرغ ز قاف برنمی آید ۱
مأوای دل از دو کون بیرون است
این بیضه به زیر پرنمی آید ۲
تر دامنی وصفای دل هیهات
آیینه ز آب برنمی آید ۳
شبنم ز کنار آفتاب آمد
از یوسف ما خبر نمی آید ۴
دل پخته چو شد به خاک می افتد
خودداری ازین ثمر نمی آید ۵
تا پای ترا رکاب بوسیده است
پایش به زمین دگر نمی آید ۶
امید نگاه دارم از چشمش
از بیخبران خبر نمی آید ۷
از کوچه نی کدام شب صائب
صد قافله شکر نمی آید ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۴۵ - فلک از ناله ما نرم نشد
گوهر بعدی:غزل ۴۵۴۷ - ای زیاد لعل میگون تو کام جان لذیذ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.