خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که به مفاهیمی مانند قناعت، دعا، رحمت الهی، و ارزش صحبت با اهل حال میپردازد. شاعر از طبیعت و نمادهای آن مانند ابر، خار و خس، و گل برای بیان احساسات و تفکرات خود استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۵۴۴ - مورنه ای پیش قند تنگ میان را ببند
مورنه ای پیش قند تنگ میان را ببند
خاک قناعت بمال بر لب وشکر بخند ۱
بر سر دست دعاست روی به هر جا کند
ابر که بر خار و خس سایه رحمت فکند ۲
سلسله پردازشو رو به بیابان گذار
چند سراسر توان رفت درین کوچه بند ۳
نغمه اول که ریخت غنچه منقار من
بر نفس گرم من سوخت زر گل سپند ۴
صحبت ارباب حال جای شروشورنیست
سرمه به آواز خود می دهد اینجا سپند ۵
خاک قناعت بمال بر لب وشکر بخند ۱
بر سر دست دعاست روی به هر جا کند
ابر که بر خار و خس سایه رحمت فکند ۲
سلسله پردازشو رو به بیابان گذار
چند سراسر توان رفت درین کوچه بند ۳
نغمه اول که ریخت غنچه منقار من
بر نفس گرم من سوخت زر گل سپند ۴
صحبت ارباب حال جای شروشورنیست
سرمه به آواز خود می دهد اینجا سپند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۴۳ - خال او یک نظر از دیده ما دور نباشد
گوهر بعدی:غزل ۴۵۴۵ - فلک از ناله ما نرم نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.