خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از زیباییها و رنجهای زندگی سخن میگوید. در آن از تشبیهات و استعارات مختلفی مانند لب باریک، زهر زیر نگین، دزد کمینگیر، خورشید با چشم به زمین، ماه نو، و قارون استفاده شده است. همچنین، به تأثیر پیامهای تلخ و شیرین بر دل انسان اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق و استعارات پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و زهر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۴۵۳۰ - ازبیم خط آن لب شد باریک و چنین باشد
ازبیم خط آن لب شد باریک و چنین باشد
آن را که چنین زهری در زیر نگین باشد ۱
درگوشه آن چشم است یاکنج دهن خالش
چون دزد که پیوسته جویای کمین باشد ۲
از شرم عذارتو با آن همه زیبایی
هر جا که رود خورشید چشمش به زمین باشد ۳
از پرتو نور مهر بالیدن ماه نو
چون فربهی رشته از در سمین باشد ۴
آب از گره محکم سختی نبرد بیرون
از می نشود خرم هر دل که حزین باشد ۵
در روی زمین هر کس بندد به گره زر را
خوب است که چون قارون در زیر زمین باشد ۶
شد تازه ز پیغامش زخم دل من صائب
هر کس نمکین افتاد حرفش نمکین باشد ۷
آن را که چنین زهری در زیر نگین باشد ۱
درگوشه آن چشم است یاکنج دهن خالش
چون دزد که پیوسته جویای کمین باشد ۲
از شرم عذارتو با آن همه زیبایی
هر جا که رود خورشید چشمش به زمین باشد ۳
از پرتو نور مهر بالیدن ماه نو
چون فربهی رشته از در سمین باشد ۴
آب از گره محکم سختی نبرد بیرون
از می نشود خرم هر دل که حزین باشد ۵
در روی زمین هر کس بندد به گره زر را
خوب است که چون قارون در زیر زمین باشد ۶
شد تازه ز پیغامش زخم دل من صائب
هر کس نمکین افتاد حرفش نمکین باشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۲۹ - از بیم خط آن لب شد باریک وچنین باشد
گوهر بعدی:غزل ۴۵۳۱ - می می چکد از چشمش جانانه چنین باید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.