خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، عدم، تنهایی، و حقیقت وجودی انسان می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند عشق عرفانی، ناامیدی از دنیای مادی، و جستجوی معنا در زندگی سخن می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۴۹۹ - دامن دشت عدم گیاه ندارد

دامن دشت عدم گیاه ندارد
وای بر آن کس که زاد راه ندارد ۱

راز دل عاشقان ز سینه عیان است
عرصه محشر گریزگاه ندارد ۲

بیخبرست از بهار عالم بالا
باغ وجودی که سرو آه ندارد ۳

روشنی سینه ها ز روزن داغ است
تیره بود هر شبی که ماه ندارد ۴

هر سر موی تو تیغ ملک گشایی است
هیچ شهی این چنین سپاه ندارد ۵

در دل خرسند آه سردنباشد
بادخزان در بهشت راه ندارد ۶

سیر نشد تشنه ای ازان لب نوخط
آب حیات این دل سیاه ندارد ۷

اشک مرا چون صدف دلی نپذیرفت
وای به ابری که خانه خواه ندارد ۸

رنگ برون می زند ز شیشه صافی
چرخ عنان مرا نگاه ندارد ۹

هر که برآید ز سردسیر تعین
فکر لباس وغم کلاه ندارد ۱۰

تا نشوی آشنای عالم مشرب
قصر وجود تو پیشگاه ندارد ۱۱

عذر پسندیده است لیک ز نادان
جرم خردمند عذر خواه ندارد ۱۲

در نظر اعتبار عشق عزیزست
صائب اگر قدر خاک راه ندارد ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۹۸ - دولت روشندلی زوال ندارد
گوهر بعدی:غزل ۴۵۰۰ - مستی ما از می شبانه نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.