خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر مفاهیمی مانند رزق و روزی بدون طلب، پذیرش مهمان ناخوانده، نگرانی از آسیب دیگران، صبر در برابر سختیها، و امیدواری در تاریکیها است. همچنین اشارهای به بینیازی و ارزش سکوت در جاینامناسب دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین برخی از ابیات نیاز به تفسیر دارند که برای سنین پایین ممکن است قابل درک نباشد.
غزل ۴۴۷۲ - گر بی طلب رسد رزق ما را عجب نباشد
گر بی طلب رسد رزق ما را عجب نباشد
مهمان نخوانده آیدهرجاطلب نباشد ۱
قصد گزند داری ماری که راست گردد
گرچرخ شد مساعد جای طرب نباشد ۲
در پرده غیرت ما دندان به دل فشارد
زخم ندامت ما بیرون لب نباشد ۳
بی ابری نیست ممکن گردد لب صدف تر
دریا سراب باشدهرجاسبب نباشد ۴
داغی که درسیاهی است ایمن زچشم زخم است
روز سیاه ما را پروای شب نباشد ۵
دامان رهنوردان پیوسته بر میان است
جان رمیده ماجز زیر لب نباشد ۶
تا بی طلب نباشدمهمان نمی پذیرند
در کیش بی نیازان حرف طلب نباشد ۷
از راه دور منزل گردد بهشت رهرو
بی لذت است روزی هرجاتعب نباشد ۸
در دامن شب آویزچون بسته گشت کارت
کاین جادرازدستی ترک ادب نباشد ۹
از استخوان بی مغزپوچ است حرف گفتن
حرف از نسب مگوییدهرجاحسب نباشد ۱۰
دامان پاک صائب صبح امیدواری است
گریارمهربان شد با ما عجب نباشد ۱۱
مهمان نخوانده آیدهرجاطلب نباشد ۱
قصد گزند داری ماری که راست گردد
گرچرخ شد مساعد جای طرب نباشد ۲
در پرده غیرت ما دندان به دل فشارد
زخم ندامت ما بیرون لب نباشد ۳
بی ابری نیست ممکن گردد لب صدف تر
دریا سراب باشدهرجاسبب نباشد ۴
داغی که درسیاهی است ایمن زچشم زخم است
روز سیاه ما را پروای شب نباشد ۵
دامان رهنوردان پیوسته بر میان است
جان رمیده ماجز زیر لب نباشد ۶
تا بی طلب نباشدمهمان نمی پذیرند
در کیش بی نیازان حرف طلب نباشد ۷
از راه دور منزل گردد بهشت رهرو
بی لذت است روزی هرجاتعب نباشد ۸
در دامن شب آویزچون بسته گشت کارت
کاین جادرازدستی ترک ادب نباشد ۹
از استخوان بی مغزپوچ است حرف گفتن
حرف از نسب مگوییدهرجاحسب نباشد ۱۰
دامان پاک صائب صبح امیدواری است
گریارمهربان شد با ما عجب نباشد ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۷۱ - تن را اگر گذاری در عشق ما چه باشد
گوهر بعدی:غزل ۴۴۷۳ - سر چون گران شد از می دستارگو نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.