خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن به موضوعاتی مانند قدرت درونی، تسلیم در برابر حق، شجاعت در فقر، هشدار درباره دشمنان آرام، و بیاعتباری دنیا در چشم بینیازان میپردازد. همچنین تأکید دارد که انسانها تحت تأثیر اعتبارات و وابستگیهای خود اسیر میمانند، حتی اگر به بلندای فلک برسند.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در متن برای درک و تحلیل، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
غزل ۴۴۶۹ - چون آفتاب هر کس روشن ضمیر باشد
چون آفتاب هر کس روشن ضمیر باشد
ذرات عالم او را فرمان پذیر باشد ۱
نقش مراد عالم در خانه اش زند موج
آن را که بالش از خشت، فرش از حصیر باشد ۲
دشمن مطیع گردد چون نفس شد مسخر
مارست تازیانه مرکب چو شیر باشد ۳
فقرست و تنگدستی سرمایه شجاعت
از آدمی گریزد شیری که سیر باشد ۴
از دشمن ملایم زنهار برحذر باش
چون سگ خموش افتاد ناگاه گیر باشد ۵
از طبع سرکه تندی بیرون نمی برد سال
جاهل همان گزنده است هرچند پیر باشد ۶
کف را چه وزن باشد پیش شکوه دریا
در چشم بی نیازان دنیا حقیر باشد ۷
تا در بساط هستی یک مرغ می زند بال
حاشا که دیده دام از صید سیر باشد ۸
از بند اعتبارات هرکس برون نیاید
گر بر فلک برآید صائب اسیر باشد ۹
ذرات عالم او را فرمان پذیر باشد ۱
نقش مراد عالم در خانه اش زند موج
آن را که بالش از خشت، فرش از حصیر باشد ۲
دشمن مطیع گردد چون نفس شد مسخر
مارست تازیانه مرکب چو شیر باشد ۳
فقرست و تنگدستی سرمایه شجاعت
از آدمی گریزد شیری که سیر باشد ۴
از دشمن ملایم زنهار برحذر باش
چون سگ خموش افتاد ناگاه گیر باشد ۵
از طبع سرکه تندی بیرون نمی برد سال
جاهل همان گزنده است هرچند پیر باشد ۶
کف را چه وزن باشد پیش شکوه دریا
در چشم بی نیازان دنیا حقیر باشد ۷
تا در بساط هستی یک مرغ می زند بال
حاشا که دیده دام از صید سیر باشد ۸
از بند اعتبارات هرکس برون نیاید
گر بر فلک برآید صائب اسیر باشد ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۶۸ - در زلف ناامیدی روی امید باشد
گوهر بعدی:غزل ۴۴۷۰ - دولت چو نیست باقی بر باد رفته باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.