خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر درباره ناامیدی، دوری از معشوق، و رنجهای زندگی است. شاعر از مفاهیمی مانند پروانه و شمع، فیل و مورچه، و خورشید و ویرانه استفاده میکند تا احساسات عمیق خود را درباره بیعدالتی و ناکامیهای زندگی بیان کند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات سنگین در شعر، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۴۳۹۷ - تا چنددلت برمن مهجور نبخشد
تا چنددلت برمن مهجور نبخشد
تا کی نگهت برنگه دور نبخشد ۱
پروانه مغرورم ودربزم نسوزم
تا شمع به من مرهم کافور نبخشد ۲
مغزش بخورد پشه نمرد مکافات
فیلی که به نقش قدم مور نبخشد ۳
افسردگی این طوراگر ریشه دواند
ترسم که خزان برشجر طورنبخشد ۴
تا هست گلیم سیه بخت به روزن
خورشید به ویرانه ما نور نبخشد ۵
زودا که شود دنبه گدازاز نظرخلق
آن پهلوی چربی که به ساطور نبخشد ۶
بردار بپیچد به صدآشفتگی تاک
گردور خودآن چشم به منصور نبخشد ۷
زودا که به خاکستر ادبار نشیند
خرمن که به دست تهی مورنبخشد ۸
صائب تو مهیای پریشانی دل باش
این شمع تجلی است که برطورنبخشد ۹
تا کی نگهت برنگه دور نبخشد ۱
پروانه مغرورم ودربزم نسوزم
تا شمع به من مرهم کافور نبخشد ۲
مغزش بخورد پشه نمرد مکافات
فیلی که به نقش قدم مور نبخشد ۳
افسردگی این طوراگر ریشه دواند
ترسم که خزان برشجر طورنبخشد ۴
تا هست گلیم سیه بخت به روزن
خورشید به ویرانه ما نور نبخشد ۵
زودا که شود دنبه گدازاز نظرخلق
آن پهلوی چربی که به ساطور نبخشد ۶
بردار بپیچد به صدآشفتگی تاک
گردور خودآن چشم به منصور نبخشد ۷
زودا که به خاکستر ادبار نشیند
خرمن که به دست تهی مورنبخشد ۸
صائب تو مهیای پریشانی دل باش
این شمع تجلی است که برطورنبخشد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۹۶ - با کعبه پرستار ترا کار نباشد
گوهر بعدی:غزل ۴۳۹۸ - زخمی که ز تیغ تو مرا برسپرآمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.