خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند عشق، رنج‌های زندگی، ناپایداری دنیا و تأملات فلسفی می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌ها و دردها سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند عشق، جستجو، رنج و آرامش اشاره می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات نیازمند تفسیر هستند و ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشند.

مشاهده کامل

غزل ۴۳۶۲ - تنها نه صفا خط ز لب لعل بتان برد

تنها نه صفا خط ز لب لعل بتان برد
کاین مور حلاوت ز شکر خند نهان برد ۱

تمکین تو از کوه گران گرد برآورد
رفتار تو آسودگی از سرو روان برد ۲

شد جوشن داودی ما لاغری از تیغ
این موج خطر کشتی ما را به کران برد ۳

محشور شود رو به قفا روز قیامت
هرکس که ز دنیا دل وچشم نگران برد ۴

در دایره چرخ ز اسباب فراغت
آسودگیی بود که مرکز ز میان برد ۵

تا شوق مرا سر به بیابان جنون داد
درد طلب آسودگی از سنگ نشان داد ۶

افتاد به زندان مه مصر از چه کنعان
از منزل اول به دوم راه توان برد ۷

ممنون پر وبال چو تیریم ز غفلت
هر چند که ما را به هدف زور کمان برد ۸

از عمر سبکسیر نشد غفلت من کم
در رهگذر سیل مرا خواب گران برد ۹

باریک نگردیده چو موی کمر از فکر
صائب نتوان راه به آن تنگ دهان برد ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۶۱ - نتوان به فلک شکوه ز بیداد قضا برد
گوهر بعدی:غزل ۴۳۶۳ - آن شوخ چه گویم که دل از دست چسان برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.