این متن به بررسی تأثیرات منفی غریبهها و عوامل خارجی بر زندگی و محیط میپردازد. از طریق تشبیهها و استعارههایی مانند جغد، باد خزان، و گل و خار، تأثیرات مخرب این عوامل بر طبیعت و انسانها نشان داده میشود. همچنین، متن به اهمیت حفظ ریشهها و ارزشهای اصیل اشاره میکند و از شکست لشکر مردانه به دلیل ترس و ناامنی سخن میگوید. در نهایت، شمس حق و دین به عنوان منبع نور و هدایت معرفی میشود.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۰۲۴ - بستگی این سماع، هست ز بیگانهیی
زَ ارْچلیِ جُغد گشت، حَلقه چو ویرانهیی ۱
آن که بُوَد هَمچو برف، سرد کُند وَقت را
چون بِگُدازد چو سیل، پَست کُند خانهیی ۲
غیرِ بُرونی بَد است، غیرِ دَرونی بَتَر
از سَبَبِ غیری است کَندن دَندانهیی ۳
بادِ خَزان است غیر، زَرد کُند باغ را
حَبْس کُند در زمین خوبیِ هر دانهیی ۴
پیشِ تو خندد چو گُل، پایْ دَرآیَد چو خار
ریش نِگَه دار ازانْ دو سَرْ چون شانهیی ۵
از سَبَبِ آن کِه بُد در صَفْ تَرسَندهیی
گشت شِکَسته بَسی، لشکرِ مَردانهیی ۶
خُسروِ تبریزییی، شَمسِ حَق و دین که او
شمعِ همه جمعهاست، من شُده پروانهیی ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
ارچل یا هرچل :نامتجانس،گونهگون