خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، صبر، درد و رنج سخن میگوید و به مفاهیمی مانند عشق محتاطانه، بیتابی، درمانناپذیری برخی دردها و اهمیت سکوت و دروننگری اشاره دارد. شاعر از مثالهایی مانند مجنون، کلیم، و صندل برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آنها ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات شاعرانه و استعاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
غزل ۴۲۰۵ - عاشق حذر ز آتش سودا نمی کند
عاشق حذر ز آتش سودا نمی کند
مجنون ز چشم شیر محابا نمی کند ۱
رطل گران نکرد دوا رعشه مرا
لنگر علاج شورش دریا نمی کند ۲
گرد سبک عنان چه گرانی برد ز کوه
صندل علاج درد سر ما نمی کند ۳
افروخت شمع طور ز بیتابی کلیم
کاری که صبر کرد تقاضا نمی کند ۴
ارزانی خموشی و بند گران اوست
حرفی که چون نسیم دلی وا نمی کند ۵
حج پیاده در قدم اهل دل بود
صائب چرا زیارت دلها نمی کند ۶
مجنون ز چشم شیر محابا نمی کند ۱
رطل گران نکرد دوا رعشه مرا
لنگر علاج شورش دریا نمی کند ۲
گرد سبک عنان چه گرانی برد ز کوه
صندل علاج درد سر ما نمی کند ۳
افروخت شمع طور ز بیتابی کلیم
کاری که صبر کرد تقاضا نمی کند ۴
ارزانی خموشی و بند گران اوست
حرفی که چون نسیم دلی وا نمی کند ۵
حج پیاده در قدم اهل دل بود
صائب چرا زیارت دلها نمی کند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۰۴ - هر چند یار ما همه جا جلوه می کند
گوهر بعدی:غزل ۴۲۰۶ - زاهد هوای عالم بالا نمی کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.