خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این شعر از صائب تبریزی با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند غنچه، گلستان، و آسمان، به موضوعاتی مانند شادی، امید، رهایی از غم، و اهمیت گشاده‌دلی می‌پردازد. شاعر از تنگ‌دلی و محدودیت‌های زندگی شکایت می‌کند اما در عین حال بر گشودگی دل و امید به آینده تأکید دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات نیاز به درک ادبی بالاتری دارند که معمولاً از سن نوجوانی به بعد توسعه می‌یابد.

مشاهده کامل

غزل ۳۹۷۹ - چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شود

چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شود
مرا به خنده شادی دهان گشاده شود ۱

ز تنگ گیری گردون مدار دل را تنگ
که دل گشاده چو گردد جهان گشاده شود ۲

به روی دولت بیدار در مبند از خواب
که وقت صبح در آسمان گشاده شود ۳

گرفتم این که کند رخنه در فلک آهم
ز رخنه های قفس دل چسان گشاده شود ۴

نچیده گل ز طرب خرج روزگار شدم
چو غنچه ای که به فصل خزان گشاده شود ۵

چو ماه عید به انگشت می نمایندش
اگر به خنده لبی در جهان گشاده شود ۶

به دوستان چه شکایت کنم ز تنگدلی
ازین چه به که دل دشمنان گشاده شود ۷

کجاست فرصت وکو جرأت سخن صائب
گرفتم این که گره از زبان گشاده شود ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۷۸ - سخن بجا چو بود رتبه اش زیاده شود
گوهر بعدی:غزل ۳۹۸۰ - شکوه بحر ز امواج آشکاره شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.