خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. او از اضطراب و شوریدگی دل خود در فراق یار مینالد و از بازگشت معشوق با همه ناز و اداهایش ابراز شادی میکند. شاعر با تشبیهات زیبا، مانند کبک و شاهباز، حالات معشوق را توصیف میکند و در نهایت از بینیازی معشوق و نیاز خود به او سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از تشبیهات و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
غزل ۳۸۷۶ - دلم بجا زتماشای دلنوازآمد
دلم بجا زتماشای دلنوازآمد
شکار وحشیی از دام جست وباز آمد ۱
چرا یکی نشود ده نشاط من کان شوخ
به صد عتاب شد وباهزارناز آمد ۲
اگر چه از نظر آن دلبر گران تمکین
چو کبک رفت خرامان چو شاهباز آمد ۳
ز اضطراب ندانم دل رمیدن کجاست
کنون که برسرم آن یار دلنوازآمد ۴
اگر چه ز آمدنش رفت دست ودل از کار
به عذرخواهی آن عمر رفته باز آمد ۵
به روی گرم مرا کرد پرسشی چون شمع
که موبموی من از شرم در گداز آمد ۶
مگر نماند اثر در جهان ز آبادی
که بر خرابه دلها به ترکتاز آمد ۷
چگونه شکر کنم بی نیاز را صائب
که نازنین من در به صد نیاز آمد ۸
شکار وحشیی از دام جست وباز آمد ۱
چرا یکی نشود ده نشاط من کان شوخ
به صد عتاب شد وباهزارناز آمد ۲
اگر چه از نظر آن دلبر گران تمکین
چو کبک رفت خرامان چو شاهباز آمد ۳
ز اضطراب ندانم دل رمیدن کجاست
کنون که برسرم آن یار دلنوازآمد ۴
اگر چه ز آمدنش رفت دست ودل از کار
به عذرخواهی آن عمر رفته باز آمد ۵
به روی گرم مرا کرد پرسشی چون شمع
که موبموی من از شرم در گداز آمد ۶
مگر نماند اثر در جهان ز آبادی
که بر خرابه دلها به ترکتاز آمد ۷
چگونه شکر کنم بی نیاز را صائب
که نازنین من در به صد نیاز آمد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۷۵ - ز کلک تازه من شعر تر نمی گسلد
گوهر بعدی:غزل ۳۸۷۷ - نه هرکه خواجه شود بنده پروری داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.