خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به زیبایی و جذابیت چهره معشوق و تأثیر عمیق آن بر جهان و انسانها میپردازد. همچنین، از عشق سوزان و رنجهای عاشقانه سخن میگوید و اشارهای به ناپایداری دنیا دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و تصاویر بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۷۲۸ - ز چهره تو بهشت آب و تاب بردارد
ز چهره تو بهشت آب و تاب بردارد
ز جلوه تو قیامت حساب بردارد ۱
نصیب سوختگان می رسد ز پرده غیب
همیشه آبله آب از سراب بردارد ۲
چنین که خوی تو کرده است عام ناسازی
عجب که آتش سوزان کباب بردارد ۳
چنان عقیق تو از خون خلق شد سیراب
که از مشاهده اش زخم آب بردارد ۴
بغیر لخت دل و پاره جگر صائب
چه توشه کس ز جهان خراب بردارد؟ ۵
ز جلوه تو قیامت حساب بردارد ۱
نصیب سوختگان می رسد ز پرده غیب
همیشه آبله آب از سراب بردارد ۲
چنین که خوی تو کرده است عام ناسازی
عجب که آتش سوزان کباب بردارد ۳
چنان عقیق تو از خون خلق شد سیراب
که از مشاهده اش زخم آب بردارد ۴
بغیر لخت دل و پاره جگر صائب
چه توشه کس ز جهان خراب بردارد؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۲۷ - چه وسعت است که این بحر پرگهر دارد
گوهر بعدی:غزل ۳۷۲۹ - تمام رس نبود باده ای که کف دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.