خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان احساسات عمیق عاشقانه، رنجها و امیدهای عاشق میپردازد. در آن از تشبیهات و استعارههای زیبایی مانند زمین سوخته، آتش، ماه و سرو استفاده شده است. شاعر از درد فراق، اشتیاق ملاقات، ارزش صبر در عشق و تأثیر نام و ناموری سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند غربت، سختیها و امیدواری اشاره دارد.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
غزل ۳۶۷۸ - ز درد و داغ، دل تیره دیده ور گردد
ز درد و داغ، دل تیره دیده ور گردد
زمین سوخته روشن به یک شرر گردد ۱
چنان که می شود آتش بلند از دامن
ز نامه شوق ملاقات بیشتر گردد ۲
بود حلاوت عشاق در گرفتاری
ز بند، حوصله نی پر از شکر گردد ۳
شود ز هاله کمربسته حسن ماه تمام
ز طوق فاختگان سرو دیده ور گردد ۴
خط مسلمی آفت است گمنامی
سیاه روز عقیقی که نامور گردد ۵
ز دست دامن آوارگی مده زنهار
که تنگ دامن صحرا ز راهبر گردد ۶
غریب نیست شود مشک، اشک خونینش
ز دور خط تو هر دیده ای که برگردد ۷
به زیر پای کسی کز سر جهان خیزد
فلک چو سبزه خوابیده پی سپر گردد ۸
حضور صافدلان زنگ می برد از دل
که آب، سبز محال است در گهر گردد ۹
عرق به دامنم از چهره پاک خواهد کرد
ز اشتیاقم اگر یار باخبر گردد ۱۰
مکن به ریختن خون ز چشم تر امساک
که خون مرده دلان خرج نیشتر گردد ۱۱
دلم ز چین جبینش چو بید می لرزد
سفینه مضطرب از موجه خطر گردد ۱۲
شود گشادگیش قفل بستگی صائب
ز هر دری که گدا ناامید برگردد ۱۳
زمین سوخته روشن به یک شرر گردد ۱
چنان که می شود آتش بلند از دامن
ز نامه شوق ملاقات بیشتر گردد ۲
بود حلاوت عشاق در گرفتاری
ز بند، حوصله نی پر از شکر گردد ۳
شود ز هاله کمربسته حسن ماه تمام
ز طوق فاختگان سرو دیده ور گردد ۴
خط مسلمی آفت است گمنامی
سیاه روز عقیقی که نامور گردد ۵
ز دست دامن آوارگی مده زنهار
که تنگ دامن صحرا ز راهبر گردد ۶
غریب نیست شود مشک، اشک خونینش
ز دور خط تو هر دیده ای که برگردد ۷
به زیر پای کسی کز سر جهان خیزد
فلک چو سبزه خوابیده پی سپر گردد ۸
حضور صافدلان زنگ می برد از دل
که آب، سبز محال است در گهر گردد ۹
عرق به دامنم از چهره پاک خواهد کرد
ز اشتیاقم اگر یار باخبر گردد ۱۰
مکن به ریختن خون ز چشم تر امساک
که خون مرده دلان خرج نیشتر گردد ۱۱
دلم ز چین جبینش چو بید می لرزد
سفینه مضطرب از موجه خطر گردد ۱۲
شود گشادگیش قفل بستگی صائب
ز هر دری که گدا ناامید برگردد ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۷۷ - ز می فروغ لب یار بیشتر گردد
گوهر بعدی:غزل ۳۶۷۹ - ز چهره تو نگه داغدار برگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.