خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناامیدی و اندوه شاعر از شرایط زمانه است. او از بیتوجهی دیگران به رنجهایش مینالد و تنها امیدش به لطف خداوند است. شاعر از بیعدالتی و ناکامیهای خود سخن میگوید و به ستاری خداوند امیدوار است.
مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی قابل درک است.
غزل ۳۶۴۰ - از تماشا دل افسرده ما نگشاید
از تماشا دل افسرده ما نگشاید
گره از غنچه پیکان به صبا نگشاید ۱
آن که در خانه اغیار کمر باز کند
از کمر تیغ به کاشانه ما نگشاید ۲
با حریفان همه شب در ته یک پیرهن است
آن که در خانه ما بند قبا نگشاید ۳
زور می رحم به نومیدی ما خواهد کرد
محتسب گر در میخانه به ما نگشاید ۴
صائب امید به ستاری یزدان داریم
که سر نامه ما روز جزا نگشاید ۵
گره از غنچه پیکان به صبا نگشاید ۱
آن که در خانه اغیار کمر باز کند
از کمر تیغ به کاشانه ما نگشاید ۲
با حریفان همه شب در ته یک پیرهن است
آن که در خانه ما بند قبا نگشاید ۳
زور می رحم به نومیدی ما خواهد کرد
محتسب گر در میخانه به ما نگشاید ۴
صائب امید به ستاری یزدان داریم
که سر نامه ما روز جزا نگشاید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۳۹ - عاشق آزرده و محزون و غمین می باید
گوهر بعدی:غزل ۳۶۴۱ - تا به مژگان نرسد اشک، نظر نگشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.