این متن شعری عرفانی است که به رابطه بین خالق و مخلوق و وابستگی همه چیز به خداوند اشاره میکند. شاعر بیان میکند که همه چیز در عالم نشانی از خداوند است و هر اتفاقی که میافتد، به اراده اوست. او همچنین به این موضوع اشاره میکند که انسانها مانند درختانی هستند که به دست باد (اراده خداوند) حرکت میکنند و هرچه اتفاق میافتد، به خواست اوست. شاعر از خداوند میخواهد که او را به خود نزدیک کند و از هرچه غیر اوست، دور سازد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۲۹۵۹ - ای آن که جمله عالم، از توست یک نشانی
زَخْمَت بَرین نشانه آمد کُنون تو دانی ۱
زَخمی بِزَن دِگَر تو، مَرهَم نخواهم از تو
گَر یک جهان نَمانَد، چه غَم؟ تو صد جهانی ۲
در شرحْ دَرنَیایی، چون شَرحِ سِرِّ حَقّی
در جانْ چرا نیایی؟ چون جانِ جانِ جانی ۳
ماییم چون درختان، صُنْعِ تو بادِ گَردان
خود کار باد دارد، هر چند شُد نَهانی ۴
زان بادْ سَبز گَردیم، زان بادْ زَرد گَردیم
گَر بَرگ را بریزی، از میوه کِی سِتانی؟ ۵
در نَقْش، باغْ پیش است، در اصلْ میوه پیش است
تو اوَّلین گُهَر را آخِر هَمیرَسانی ۶
خواهم که از تو گویم، وَزْ جُز تو دست شویَم
پنهان شَویّ و ما را در صَفْ هَمیکَشانی ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.