خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از صائب تبریزی بیانگر عشق عمیق و شورانگیز شاعر به معشوق است. او از درد فراق و اشتیاق دیدار میگوید و از عشقی میسراید که مانند شعلهای سوزان است. شاعر از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر خود سخن میگوید و آرزو میکند که درد عشق او به شادی تبدیل شود.
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و گاه عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
غزل ۳۵۸۶ - چه بهشتی است که دستم کمر یار شود
چه بهشتی است که دستم کمر یار شود
مغرب بوسه ام آن مشرق گفتار شود ۱
برندارم لب خود آنقدر از لعل لبش
که دل خسته ام از درد سبکبار شود ۲
گرد آن شمع جهانسوز بگردم چندان
که پر سوخته ام شعله دیدار شود ۳
گر من از تلخی این درد بمیرم حیف است
که شکر خنده او شربت بیمار شود ۴
از جگر خوردن ما عشق جگردار شده است
که شرر شعله سرکش ز خس و خار شود ۵
خط اگر گرد رخت رنگ قیامت ریزد
چشم مست تو محال است که هشیار شود ۶
پای بیرون منه از گوشه عزلت صائب
تا گلستان جهان یک گل بی خار شود ۷
مغرب بوسه ام آن مشرق گفتار شود ۱
برندارم لب خود آنقدر از لعل لبش
که دل خسته ام از درد سبکبار شود ۲
گرد آن شمع جهانسوز بگردم چندان
که پر سوخته ام شعله دیدار شود ۳
گر من از تلخی این درد بمیرم حیف است
که شکر خنده او شربت بیمار شود ۴
از جگر خوردن ما عشق جگردار شده است
که شرر شعله سرکش ز خس و خار شود ۵
خط اگر گرد رخت رنگ قیامت ریزد
چشم مست تو محال است که هشیار شود ۶
پای بیرون منه از گوشه عزلت صائب
تا گلستان جهان یک گل بی خار شود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۸۵ - کل به خون غوطه خورد جزو چو افگار شود
گوهر بعدی:غزل ۳۵۸۷ - کی بود دل به سر کوی تو سیار شود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.