خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوع عشق، رنجهای عاشقانه و فداکاری در راه معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند یعقوب، شمع و پروانه، به توصیف حالات عاشقانه و اشکهای ناشی از فراق میپردازد. همچنین، اشارههایی به صبر و استقامت در برابر سختیها و ارزش گفتار و حیات ابدی دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار میباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و فراق نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارد.
غزل ۳۳۸۵ - آن کسی چشم و چراغ است نظر بازان را
آن کسی چشم و چراغ است نظر بازان را
که چو یعقوب درین کار نظر می بازد ۱
نیست امروز نظر بازی صائب با اشک
عمرها رفت که با گریه نظر می بازد ۲
چه عجب دل اگر از شوق جگر می بازد؟
نقد جان را به سر شعله شرر می بازد ۳
پیش ما سوخته جانان که نظر می بازیم
حرف پروانه مگویید که پر می بازد ۴
پاس گفتار نگهبان حیات ابدست
شمع از تیز زبانی است که سر می بازد ۵
چون ز فرهاد نگیرم سند جان سختی؟
من که از تاب غمم کوه کمر می بازد ۶
نتوان همچو خضر آب به تنهایی خورد
تشنه ما به لب بحر جگر می بازد ۷
که چو یعقوب درین کار نظر می بازد ۱
نیست امروز نظر بازی صائب با اشک
عمرها رفت که با گریه نظر می بازد ۲
چه عجب دل اگر از شوق جگر می بازد؟
نقد جان را به سر شعله شرر می بازد ۳
پیش ما سوخته جانان که نظر می بازیم
حرف پروانه مگویید که پر می بازد ۴
پاس گفتار نگهبان حیات ابدست
شمع از تیز زبانی است که سر می بازد ۵
چون ز فرهاد نگیرم سند جان سختی؟
من که از تاب غمم کوه کمر می بازد ۶
نتوان همچو خضر آب به تنهایی خورد
تشنه ما به لب بحر جگر می بازد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۸۴ - هرکه در دامن ارباب نظر دست نزد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۸۶ - نیست ممکن دل آشفته به سر پردازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.