خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق، مستی، و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، مانند زخم عشق، می و ساغر، و خضر، به بیان احساسات عمیق و روحانی میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات مورد استفاده نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
غزل ۳۳۳۵ - زخم عشاق محال است ز خنجر گذرد
زخم عشاق محال است ز خنجر گذرد
چه خیال است که مخمور ز ساغر گذرد؟ ۱
زاهد خشک ز سرچشمه زمزم نگذشت
مست چون از می چون خون کبوتر گذرد؟ ۲
چرخ پر کوکبه سد ره عاشق نشود
این سپندی است که چون برق ز مجمر گذرد ۳
عبث آیینه زره پوش ز جوهر شده است
تیر مژگان تو از سد سکندر گذرد ۴
نافه را کاکل مشکین تو در هم پیچید
تا چه از نکهت زلف تو به عنبر گذرد ۵
خضر دست هوسی می کند از دور بلند
صائب آن نیست ز سرچشمه ساغر گذرد ۶
چه خیال است که مخمور ز ساغر گذرد؟ ۱
زاهد خشک ز سرچشمه زمزم نگذشت
مست چون از می چون خون کبوتر گذرد؟ ۲
چرخ پر کوکبه سد ره عاشق نشود
این سپندی است که چون برق ز مجمر گذرد ۳
عبث آیینه زره پوش ز جوهر شده است
تیر مژگان تو از سد سکندر گذرد ۴
نافه را کاکل مشکین تو در هم پیچید
تا چه از نکهت زلف تو به عنبر گذرد ۵
خضر دست هوسی می کند از دور بلند
صائب آن نیست ز سرچشمه ساغر گذرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۳۴ - از سری جوی سعادت که ز دولت گذرد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۳۶ - چه عجب تیر خدنگ تو گر از دل گذرد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.