خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، جستجوی حقیقت، صبر و رنج، و ارزشهای اخلاقی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند آیینه، مهر، محشر، و سکندر بهعنوان نمادهایی برای بیان احساسات و تفکرات عمیق خود استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۳۳۰ - هر که آیینه به روشنگر ساغر ببرد
هر که آیینه به روشنگر ساغر ببرد
رخی افروخته چون مهر به محشر ببرد ۱
سر درین وادی خونخوار گل پیشرس است
غمزه او نه حریفی است که افسر ببرد ۲
ترک دستار سبکبار نگرداند مرا
فکر دستار مرا کیست که از سر ببرد؟ ۳
چند چون عود درین بزم دل سوخته ام
بوی خوش آرد و خاکستر مجمر ببرد؟ ۴
داغ محرومیم از وصل کسی می داند
که لب تشنه ز سرچشمه کوثر ببرد ۵
در اثر کوش که جز آینه دلسوزی نیست
که چراغی به سر خاک سکندر ببرد ۶
هر که چون مهر دلش با همه عالم صاف است
نامه ای پاکتر از صبح به محشر ببرد ۷
تا دل خویش به همت بتوان آینه ساخت
صائب آن نیست که حاجت به سکندر ببرد ۸
رخی افروخته چون مهر به محشر ببرد ۱
سر درین وادی خونخوار گل پیشرس است
غمزه او نه حریفی است که افسر ببرد ۲
ترک دستار سبکبار نگرداند مرا
فکر دستار مرا کیست که از سر ببرد؟ ۳
چند چون عود درین بزم دل سوخته ام
بوی خوش آرد و خاکستر مجمر ببرد؟ ۴
داغ محرومیم از وصل کسی می داند
که لب تشنه ز سرچشمه کوثر ببرد ۵
در اثر کوش که جز آینه دلسوزی نیست
که چراغی به سر خاک سکندر ببرد ۶
هر که چون مهر دلش با همه عالم صاف است
نامه ای پاکتر از صبح به محشر ببرد ۷
تا دل خویش به همت بتوان آینه ساخت
صائب آن نیست که حاجت به سکندر ببرد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۲۹ - دل محال است ز ما عشوه دنیا ببرد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۳۱ - صائب این بار به صد دست نگه خواهم داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.