خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات عشق، نومیدی، دشواریهای زندگی، و تلاش برای رهایی از مشکلات میپردازد. شاعر از دشواریهای عشق، ناامیدی در زندگی، و تلاش برای یافتن راهحلهایی برای رهایی از این مشکلات سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند ظاهر و باطن دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند نومیدی و دشواریهای زندگی ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
غزل ۳۱۸۸ - کجا آسان زقید جسم پای دل برون آید؟
کجا آسان زقید جسم پای دل برون آید؟
نپوسد دانه تا در خاک کی از گل برون آید؟ ۱
عجب رسمی است در دریای بی پایان نومیدی
که هر کس دل به دریا کرد از ساحل برون آید ۲
گرفتم سهل کار عشقبازی را، ندانستم
که هر کاری که آسان بشمری مشکل برون آید ۳
زهمراهان به ناسازی بریدن نیست کار من
که می سوزم اگر خاری زپای دل برون آید ۴
به علم ظاهری آراستم دل را، ندانستم
که این فرد از میان فردها باطل برون آید ۵
از ان مجلس که ساقی گردش چشم بتان باشد
بط می چون خروس بی محل بسمل برون آید ۶
از ان گلشن که چشم شور من میراب آن باشد
به جای غنچه گل عقده مشکل برون آید ۷
چه خواهد بود یارب حال نخل میوه دار او
در آن گلشن که پای سرو دیر از گل برون آید ۸
چنین کز چشم بیمار تو می آید نگه بیرون
مگر لیلی به چندین ناز از محمل برون آید ۹
از ان رخسار عالمسوز من جان می برم صائب
اگر با بال و پر پروانه از محفل برون آید ۱۰
نپوسد دانه تا در خاک کی از گل برون آید؟ ۱
عجب رسمی است در دریای بی پایان نومیدی
که هر کس دل به دریا کرد از ساحل برون آید ۲
گرفتم سهل کار عشقبازی را، ندانستم
که هر کاری که آسان بشمری مشکل برون آید ۳
زهمراهان به ناسازی بریدن نیست کار من
که می سوزم اگر خاری زپای دل برون آید ۴
به علم ظاهری آراستم دل را، ندانستم
که این فرد از میان فردها باطل برون آید ۵
از ان مجلس که ساقی گردش چشم بتان باشد
بط می چون خروس بی محل بسمل برون آید ۶
از ان گلشن که چشم شور من میراب آن باشد
به جای غنچه گل عقده مشکل برون آید ۷
چه خواهد بود یارب حال نخل میوه دار او
در آن گلشن که پای سرو دیر از گل برون آید ۸
چنین کز چشم بیمار تو می آید نگه بیرون
مگر لیلی به چندین ناز از محمل برون آید ۹
از ان رخسار عالمسوز من جان می برم صائب
اگر با بال و پر پروانه از محفل برون آید ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۸۷ - به مهر و مه کجا از مغز ما سودا برون آید؟
گوهر بعدی:غزل ۳۱۸۹ - به امید چه از تن غافلان را جان برون آید؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.