خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج عشق، جنون، و رستگاری سخن میگوید. شاعر از داغهای عشقی، خون گریهها، و تلاش برای رهایی از رنجها مینویسد. همچنین، اشارههایی به اسطورههایی مانند فرهاد و شیرین و سیاوش دارد که نماد مقاومت و پاکی هستند. در نهایت، متن به امید رهایی و رسیدن به آرامش اشاره میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه، رنجهای روحی، و مفاهیم نمادین است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات اسطورهای و فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۱۴۱ - زدلسوزان مرا بر سر همین داغ جنون آمد
زدلسوزان مرا بر سر همین داغ جنون آمد
زخونگرمان به بالینم سرشک لاله گون آمد ۱
نگردد جمع با شیرین زبانی فارغ البالی
به تنگ افتاد شکر تا زبند نی برون آمد ۲
مرا چون لاله داغ خشک مغزی نیست امروزی
زمغز خاک بیرون کاسه من سرنگون آمد ۳
خمار زردرویی داشت در پی چون گل رعنا
اگر رنگی به رویم از شراب لاله گون آمد ۴
برات رستگاری پاکدامانی است از دوزخ
زبی جرمی سیاوش سالم از آتش برون آمد ۵
به نان خشک تا قانع شدم از نعمت الوان
به ساحل کشتی من سالم از دریای خون آمد ۶
گشایش در جهات عالم امکان نمی باشد
دوشش زد مهره هر کس از این ششدر برون آمد ۷
پی دلجویی فرهاد، با آن لنگر تمکین
به جان بی نفس شیرین برون از بیستون آمد ۸
به آه گرم دل را آب کن ایمن شو از دوزخ
که خامی عود را صائب به آتش رهنمون آمد ۹
زخونگرمان به بالینم سرشک لاله گون آمد ۱
نگردد جمع با شیرین زبانی فارغ البالی
به تنگ افتاد شکر تا زبند نی برون آمد ۲
مرا چون لاله داغ خشک مغزی نیست امروزی
زمغز خاک بیرون کاسه من سرنگون آمد ۳
خمار زردرویی داشت در پی چون گل رعنا
اگر رنگی به رویم از شراب لاله گون آمد ۴
برات رستگاری پاکدامانی است از دوزخ
زبی جرمی سیاوش سالم از آتش برون آمد ۵
به نان خشک تا قانع شدم از نعمت الوان
به ساحل کشتی من سالم از دریای خون آمد ۶
گشایش در جهات عالم امکان نمی باشد
دوشش زد مهره هر کس از این ششدر برون آمد ۷
پی دلجویی فرهاد، با آن لنگر تمکین
به جان بی نفس شیرین برون از بیستون آمد ۸
به آه گرم دل را آب کن ایمن شو از دوزخ
که خامی عود را صائب به آتش رهنمون آمد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۴۰ - شدم آسوده تا از دیده اشک لاله رنگ آمد
گوهر بعدی:غزل ۳۱۴۲ - خرد از سر زجوش شعله سودا برون آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.