خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از صائب تبریزی، شاعر ایرانی، بیانگر درد و رنج انسان در زندگی است و از مفاهیمی مانند عشق، رنج، تسلیم و امید سخن می‌گوید. شاعر از زندگی در میانه‌ی دردها و مشکلات می‌گوید و از خداوند طلب کمک و رحمت می‌کند.

متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۱۰۲ - خوشا رندی که در میخانه اش آن آبرو باشد

خوشا رندی که در میخانه اش آن آبرو باشد
که چون از پا فتد بالینش از دست سبو باشد ۱

گهی زانو به زانو با صراحی تنگ بنشیند
گهی همدست ساغر، گاه همدوش سبو باشد ۲

بیا ای دردمی فکری به حال خاکساران کن
سر ما تا به کی از مغز خالی چون کدو باشد؟ ۳

زتاب عارضت آب طراوت سوخت در جویش
میان مردمان آیینه دیگر با چه روا باشد؟ ۴

سر خود گیر از بالین ما ای سوزن عیسی
که زخم سینه چاکان تشنه خون رفو باشد ۵

پریشان گفتگویی کز خط تسلیم سر پیچد
بهل تا از رگ گردن طنابش در گلو باشد ۶

زجسم خاکی خود زیر بار محنتم صائب
که می ترسم غبار خاطر آن تندخو باشد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۰۱ - به خاک و خون کشیدی ز انتظارم، این چنین باشد!
گوهر بعدی:غزل ۳۱۰۳ - من ناکس کیم تا در سرشتم آرزو باشد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.