این متن شعری عرفانی است که از نمادهای مختلف مانند نی، بوسه، نور و تاریکی برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی و ارتباط انسان با خدا استفاده میکند. شاعر از نی به عنوان نمادی از انسان و از بوسه به عنوان نمادی از عشق الهی یاد میکند. همچنین، نور و تاریکی به عنوان نمادهای حقیقت و جهل به کار رفتهاند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که همه چیز از خدا سرچشمه میگیرد و انسان باید به سوی او بازگردد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۲۹۰۲ - ای درآورده جهانی را ز پای
بانگِ نای و بانگِ نای و بانگِ نای ۱
چیسْت نِی، آن یارِ شیرین بوسه را
بوسه جای و بوسه جای و بوسه جای ۲
آن نِیِ بیدست و پا بِسْتَد زِ خَلْق
دست و پای و دست و پای و دست پای ۳
نِی بهانهست، این نه بر پایِ نِی است
نیست اِلّا بانگِ پَرِّ آن هُمای ۴
خود خدایَست، این همه روپوش چیست؟
میکَشَد اهلِ خدا را تا خدای ۵
ما گدایانیم، وَاللّهُ الْغَنی
از غَنی دان آنچه بینی با گدای ۶
ما همه تاریکی وَاللّهُ نُور
زآفتاب آمد شُعاعِ این سَرای ۷
در سَرا چون سایه آمیز است نور
نور خواهی زین سَرا، بر بامْ آی ۸
دِلْخوشی گاهیّ و گاهی تَنگ دل
دل نخواهی تَنگ، رو زین تَنگْنای ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.