خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، رنجهای عاشقانه، و ناملایمات زندگی سخن میگوید. او از جفاهای معشوق، گرسنگی، تهدیدها، و دردهای عشق شکایت میکند و با استفاده از استعارههای مختلف، احساسات خود را بیان میکند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند مرگ، ترس، و امید اشاره میکند و از زبان شاعرانه برای انتقال این مفاهیم استفاده میکند.
این متن شامل مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند رنجهای عاشقانه و مرگ نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۲۸۸۱ - گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی
گَر تو ما را به جَفایِ صَنَمان تَرسانی
شِکَمِ گُرسَنِگان را، تو به نان تَرسانی ۱
وَرْبه دُشنامِ بُتَم آیی و تَهدید دَهی
مُردگان را بِنِشانیّ و به جان تَرسانی ۲
وَرْبه مَجنون سَقَطی از لبِ لیلی آری
هَمچو مَخْمورکِش از رَطْلِ گِران تَرسانی ۳
من که چون دیگِ پُر آتش، زِ تَبِش خُشک لَبَم
گوشِ آنم کِمْ از آن چَرب زبان تَرسانی ۴
گُرگِ هِجْران پیِ من کرد و مرا تَنگ آوَرْد
گُرگ تَرسَد نه من، اَرْتو به شَبان تَرسانی ۵
بادهیی گَر تو زِتَلْخیِّ وِیْاَم بیم دَهی
سادهیی گَر مگسان را تو به خوان تَرسانی ۶
پاک بازَنَد و مُقامِر که درین جا جمعاند
نیست تاجر که تو او را به زیان تَرسانی ۷
چون خیالاتْ لَطیفَند، نه خونند و نه گوشت
که تو تیری بِزَنی، یا به کَمان تَرسانی ۸
شِکَمِ گُرسَنِگان را، تو به نان تَرسانی ۱
وَرْبه دُشنامِ بُتَم آیی و تَهدید دَهی
مُردگان را بِنِشانیّ و به جان تَرسانی ۲
وَرْبه مَجنون سَقَطی از لبِ لیلی آری
هَمچو مَخْمورکِش از رَطْلِ گِران تَرسانی ۳
من که چون دیگِ پُر آتش، زِ تَبِش خُشک لَبَم
گوشِ آنم کِمْ از آن چَرب زبان تَرسانی ۴
گُرگِ هِجْران پیِ من کرد و مرا تَنگ آوَرْد
گُرگ تَرسَد نه من، اَرْتو به شَبان تَرسانی ۵
بادهیی گَر تو زِتَلْخیِّ وِیْاَم بیم دَهی
سادهیی گَر مگسان را تو به خوان تَرسانی ۶
پاک بازَنَد و مُقامِر که درین جا جمعاند
نیست تاجر که تو او را به زیان تَرسانی ۷
چون خیالاتْ لَطیفَند، نه خونند و نه گوشت
که تو تیری بِزَنی، یا به کَمان تَرسانی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۸۰ - به حق و حرمت آن که همگان را جانی
گوهر بعدی:غزل ۲۸۸۲ - تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.