خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی به بیان احساسات شاعرانه درباره عشق، زیبایی و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از آیینه، خار، گل و شبنم به عنوان نمادهایی برای توصیف حالات درونی خود استفاده میکند. او از بیپاسخی معشوق و رنجهای عشق شکایت دارد، اما در عین حال به زیباییهای آن نیز اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.
غزل ۲۸۴۱ - ز خط آیینه روی که جوهردار می گردد؟
ز خط آیینه روی که جوهردار می گردد؟
که در پیراهن آیینه جوهر خار می گردد ۱
خجالت می کشم از نامه های بی جواب خود
که بار خاطر آن رخنه دیوار می گردد ۲
جدا از پرتو رخسار او آیینه ای دارم
که صیقل تا کمر در سبزه زنگار می گردد ۳
قدم از خار می دزدیدم از کوتاه بینیها
ندانستم که خار پا گل دستار می گردد ۴
یکی شد با فروغ مهر تا شبنم برید از گل
چه دولتها نصیب دیده بیدار می گردد ۵
رگ خواب مرا ذوق شبیخون گلی دارد
که چشم شبنمی گر می پرد بیدار می گردد ۶
اگر سنگ کمی داری ترازو را فلاخن کن
که اینجا محتسب پیوسته در بازار می گردد ۷
اگر از شکر زلفش یک نفس خاموش بنشینم
زکافر نعمتی مو بر تنم زنار می گردد ۸
در آن محفل که صائب می کند میخانه پردازی
سر خورشید از یک ساغر سرشار می گردد ۹
که در پیراهن آیینه جوهر خار می گردد ۱
خجالت می کشم از نامه های بی جواب خود
که بار خاطر آن رخنه دیوار می گردد ۲
جدا از پرتو رخسار او آیینه ای دارم
که صیقل تا کمر در سبزه زنگار می گردد ۳
قدم از خار می دزدیدم از کوتاه بینیها
ندانستم که خار پا گل دستار می گردد ۴
یکی شد با فروغ مهر تا شبنم برید از گل
چه دولتها نصیب دیده بیدار می گردد ۵
رگ خواب مرا ذوق شبیخون گلی دارد
که چشم شبنمی گر می پرد بیدار می گردد ۶
اگر سنگ کمی داری ترازو را فلاخن کن
که اینجا محتسب پیوسته در بازار می گردد ۷
اگر از شکر زلفش یک نفس خاموش بنشینم
زکافر نعمتی مو بر تنم زنار می گردد ۸
در آن محفل که صائب می کند میخانه پردازی
سر خورشید از یک ساغر سرشار می گردد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۴۰ - سخن سنجی سرآمد در فن گفتار می گردد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۴۲ - سر هر کس که گرم از باده منصور می گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.