خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند عشق، تقدیر، تلاش و ناامیدی میپردازد. شاعر از دلهایی که از جنون رها شدهاند، سنگینی ملامت، ناکامی در رسیدن به آرزوها، و تأثیر عشق بر طبیعت سخن میگوید. در پایان، او به خواننده یادآوری میکند که شکایت از تهیدستی بیفایده است و فلک به اندازه همت فرد به او میدهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی این شعر ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تقدیر نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارند.
غزل ۲۷۳۵ - دل ز پهلوی جنون داد فراغت می دهد
دل ز پهلوی جنون داد فراغت می دهد
عالمی را مایه از سنگ ملامت می دهد ۱
گر نهالی را دهم از چشمه آیینه آب
از سیه بختی همان بار کدورت می دهد ۲
غنچه شو گر از هجوم عشقبازان درهمی
خنده گل بلبلان را بال جرأت می دهد ۳
حسن می خواهی نگاه گرم را معزول کن
باغبان اهل، گلشن را به غارت می دهد ۴
صائب از دست تهی تا کی شکایت می کنی؟
تنگدستی را فلک در خورد همت می دهد ۵
عالمی را مایه از سنگ ملامت می دهد ۱
گر نهالی را دهم از چشمه آیینه آب
از سیه بختی همان بار کدورت می دهد ۲
غنچه شو گر از هجوم عشقبازان درهمی
خنده گل بلبلان را بال جرأت می دهد ۳
حسن می خواهی نگاه گرم را معزول کن
باغبان اهل، گلشن را به غارت می دهد ۴
صائب از دست تهی تا کی شکایت می کنی؟
تنگدستی را فلک در خورد همت می دهد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۳۴ - کی به عاشق بوسه آن لعل لب میگون دهد؟
گوهر بعدی:غزل ۲۷۳۶ - بی غرض چون شد سخن تأثیر دیگر می دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.