خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق به عنوان نیرویی متعالی و رهاییبخش یاد میکند. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، عشق را به عنوان موضوع اصلی خود برمیشمارد و از تأثیرات آن بر جهان و انسان سخن میگوید. همچنین، مفاهیمی مانند جدایی، درد عشق، و جستجوی معنا در زندگی نیز در آن دیده میشود.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و واژگان بهکار رفته نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند تا به طور کامل درک شوند.
غزل ۲۷۳۱ - عشق فارغبالم از اندیشه دنیا نمود
عشق فارغبالم از اندیشه دنیا نمود
وقت آن کس خوش که شغل عشق را پیدا نمود ۱
حسن شوخ از پرده پوشی می شود بی پرده تر
دختر رز خویش را در چادر مینا نمود ۲
سر بسر چشم غزالان چشم قربانی شده است
محمل لیلی مگر جولان درین صحرا نمود؟ ۳
حسن بالادست را مشاطه ای چون عشق نیست
تنگی آغوش قمری سرو را رعنا نمود ۴
مهربان شد آسمان از چرب نرمیهای من
نخل مومین ریشه محکم در دل خارا نمود ۵
خاک نیلی می شود از سایه دیوانه ام
بس که سنگ کودکان در پیکر من جا نمود ۶
برده است از کار دستم را جدایی، ورنه من
می توانستم شکایت نامه ها انشا نمود ۷
آشنا سوزست برق گوهر نایاب عشق
برنیاید هر که غواصی درین دریا نمود ۸
از سبک مغزی است سودای اقامت در جهان
کوه نتوانست پا قایم درین صحرا نمود ۹
تازه شد از سوده الماس داغ کهنه ام
این جواهر سرمه صائب چشم من بینا نمود ۱۰
وقت آن کس خوش که شغل عشق را پیدا نمود ۱
حسن شوخ از پرده پوشی می شود بی پرده تر
دختر رز خویش را در چادر مینا نمود ۲
سر بسر چشم غزالان چشم قربانی شده است
محمل لیلی مگر جولان درین صحرا نمود؟ ۳
حسن بالادست را مشاطه ای چون عشق نیست
تنگی آغوش قمری سرو را رعنا نمود ۴
مهربان شد آسمان از چرب نرمیهای من
نخل مومین ریشه محکم در دل خارا نمود ۵
خاک نیلی می شود از سایه دیوانه ام
بس که سنگ کودکان در پیکر من جا نمود ۶
برده است از کار دستم را جدایی، ورنه من
می توانستم شکایت نامه ها انشا نمود ۷
آشنا سوزست برق گوهر نایاب عشق
برنیاید هر که غواصی درین دریا نمود ۸
از سبک مغزی است سودای اقامت در جهان
کوه نتوانست پا قایم درین صحرا نمود ۹
تازه شد از سوده الماس داغ کهنه ام
این جواهر سرمه صائب چشم من بینا نمود ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۳۰ - زیر تیغ از جبهه چین مردان می باید گشود
گوهر بعدی:غزل ۲۷۳۲ - گوش شو هر جا سخن را ساز نتوانی نمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.