خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از مفاهیمی مانند نور، عشق، رهایی از غم و رسیدن به حقیقت سخن می‌گوید. شاعر از وجود یک نیروی معنوی و نورانی در حلقه و صف خود سخن می‌گوید که باعث رهایی از تاریکی و غم می‌شود. همچنین، از ماه و نور آن به عنوان نمادی از زیبایی و حقیقت یاد می‌کند و به دنبال رهایی از خوف و رجاست.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۸۶۰ - هست در حلقهٔ ما حلقه ربایی، عجبی

هست در حَلقهٔ ما حَلقه رُبایی، عَجَبی
قَمَری، باخَبَری، دَردْدَوایی، عَجَبی ۱

هست در صُفّهٔ ما، صَف شِکَنی کَزْ نَظَرش
تابَد از روزَنِ دل، نورِ ضیایی، عَجَبی ۲

این چه جام است، که از عینِ بَقا سَر بَرزَد؟
تا زَنَد جانِ مَنَش طالَ بَقایی، عَجَبی ۳

هر کِه از ظُلْمَتِ غَم، بر دلِ او بَند بُوَد
یابد از دولتِ او بَندگُشایی، عَجَبی ۴

این چه سِحْر است که خَلْق از نَظَرش مَحْرومند؟
یا چه ابر است بر آن ماه لِقایی، عَجَبی؟ ۵

از کجا تافت چُنان ماه، دَرین قالَبِ تَن؟
تا زِجا رفت دل و رفت به جایی، عَجَبی ۶

چون دل از خانهٔ وَهْمِ حَدَثان بیرون شُد
زِیکی دانهٔ دُر، دید سَرایی، عَجَبی ۷

می نِمود از دَر و دیوارِ سَرا، در تابش
هشت جَنَّت زِ یکی روحْ فَزایی، عَجَبی ۸

شَمسِ تبریز ازین خوف و رَجا باز رَهان
تا بَرآیَد زِعَدَمْ خوف و رَجایی، عَجَبی ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۵۹ - برو ای عشق که تا شحنهٔ خوبان شده‌یی
گوهر بعدی:غزل ۲۸۶۱ - چند روز است که شطرنج عجب می‌بازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.