خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر با دل خود صحبت میکند و از عشق و اضطراب ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از دل خود میپرسد که چرا او را به سمت عشق و اضطراب میکشاند و از او میخواهد که به او کمک کند تا با این احساسات کنار بیاید. شاعر همچنین به این موضوع اشاره میکند که ترس و اضطراب ناشی از عشق طبیعی است و همه آن را تجربه میکنند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عشق و اضطراب است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، زبان و سبک شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای نوجوانان کمسنتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۸۲۹ - تو نفس نفس برین دل، هوسی دگر گماری
تو نَفَس نَفَس بَرین دل، هَوَسی دِگَر گُماری
چه خوش است این صَبوری، چه کُنم، نمیگُذاری ۱
سِرِ این خدایْ داند که مرا چه میدَوانَد
تو چه دانی ای دل آخِر؟ تو بَرین چه دست داری؟ ۲
به شکارگاه بِنْگَر، که زَبون شُدند شیران
تو کجا گُریزی آخِر، که چُنین زَبونْ شکاری؟ ۳
تو ازو نمیگُریزی، تو بِدو هَمیگُریزی
غَلَطی، غَلَط از آنی که میانِ این غُباری ۴
زِشَهْ اَرْ خَبَر نداری که هَمیکُند شِکارَت
بِنِگَر تو لحظه لحظه، که شکارِ بیقَراری ۵
چو به تَرس هر کسی را طَرَفی هَمیدَوانَد
اگر او محیط نَبْوَد، زِ کجاست تَرسگاری؟ ۶
زِ کسیست تَرس لابُد، که زِ خود کسی نَتَرسَد
همه را مَخوف دیدی، جُز ازین همهست، باری ۷
به هَلاک میدَوانَد، به خَلاص میدَوانَد
بِهْ ازین نباشد ای جان، که تو دل بِدو سِپاری ۸
بِنِمایَمَت سِپُردن دل، اگر دِلَم بخواهد
دلِ خود بِدو سِپُردم، هم ازو طَلَب تو یاری ۹
چه خوش است این صَبوری، چه کُنم، نمیگُذاری ۱
سِرِ این خدایْ داند که مرا چه میدَوانَد
تو چه دانی ای دل آخِر؟ تو بَرین چه دست داری؟ ۲
به شکارگاه بِنْگَر، که زَبون شُدند شیران
تو کجا گُریزی آخِر، که چُنین زَبونْ شکاری؟ ۳
تو ازو نمیگُریزی، تو بِدو هَمیگُریزی
غَلَطی، غَلَط از آنی که میانِ این غُباری ۴
زِشَهْ اَرْ خَبَر نداری که هَمیکُند شِکارَت
بِنِگَر تو لحظه لحظه، که شکارِ بیقَراری ۵
چو به تَرس هر کسی را طَرَفی هَمیدَوانَد
اگر او محیط نَبْوَد، زِ کجاست تَرسگاری؟ ۶
زِ کسیست تَرس لابُد، که زِ خود کسی نَتَرسَد
همه را مَخوف دیدی، جُز ازین همهست، باری ۷
به هَلاک میدَوانَد، به خَلاص میدَوانَد
بِهْ ازین نباشد ای جان، که تو دل بِدو سِپاری ۸
بِنِمایَمَت سِپُردن دل، اگر دِلَم بخواهد
دلِ خود بِدو سِپُردم، هم ازو طَلَب تو یاری ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۲۸ - خبریست نورسیده، تو مگر خبر نداری؟
گوهر بعدی:غزل ۲۸۳۰ - هله پاسبان منزل، تو چگونه پاسبانی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.