خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف عشق، وصال، و حالات عاشقانه میپردازد. شاعر از عناصری مانند خورشید، ابر، ریحان، و پروانه برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۲۴۸ - پیغام، نمکچش وصال است
پیغام، نمکچش وصال است
دلخوش کن عاشقان خیال است ۱
خورشید فلک سفید ابروست
خورشید تو عنبرین هلال است ۲
هر جا که دل شکسته ای هست
ریحان خط ترا سفال است ۳
خورشید ترا ز سایه خط
پیداست که اول زوال است ۴
اندیشه چشم مشکبویان
آهوی قلمرو خیال است ۵
رخساره آتشین او را
پروانه خانه زاد، خال است ۶
با چشم تو آشنایی ما
می پنداری هزار سال است ۷
غیر از لب جام نیست صائب
امروز لبی که بی سؤال است ۸
دلخوش کن عاشقان خیال است ۱
خورشید فلک سفید ابروست
خورشید تو عنبرین هلال است ۲
هر جا که دل شکسته ای هست
ریحان خط ترا سفال است ۳
خورشید ترا ز سایه خط
پیداست که اول زوال است ۴
اندیشه چشم مشکبویان
آهوی قلمرو خیال است ۵
رخساره آتشین او را
پروانه خانه زاد، خال است ۶
با چشم تو آشنایی ما
می پنداری هزار سال است ۷
غیر از لب جام نیست صائب
امروز لبی که بی سؤال است ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۴۷ - شد آب و هنوز در حجاب است
گوهر بعدی:غزل ۲۲۴۹ - بی یار بهار دلنشین نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.