خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری از صائب تبریزی است که به موضوعاتی مانند ارزش شهادت، قدرشناسی، تلاش و کوشش، نادانی و آگاهی، مهماننوازی و بینیازی از نسب و حسب میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، مفاهیم عمیق اخلاقی و انسانی را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای ادبی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شهادت و نادانی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۲۲۳۲ - تن پرور از شهادت گر سر کشد عجب نیست
تن پرور از شهادت گر سر کشد عجب نیست
کی قدر آب داند هر کس که تشنه لب نیست ۱
بی لب گشودن از ابر گوهر صدف نیابد
اظهار تنگدستی هر چند از ادب نیست ۲
نادان بود مسلم از گوشمال دوران
آسوده از شکست است فردی که منتخب نیست ۳
هر چند آن پریرو وحشی تر از غزال است
این صید را کمندی چون آه نیمشب نیست ۴
همت صلای عام است نسبت به هر که باشد
در خانه کریمان مهمان بی طلب نیست ۵
با ما شبی به روز آر، روزی به ما به شب کن
یک روز نیست صد روز، یک شب هزار نیست ۶
از استخوان بی مغز پوچ است لاف، صائب
حرف از نسب مگویید در هر کجا حسب نیست ۷
کی قدر آب داند هر کس که تشنه لب نیست ۱
بی لب گشودن از ابر گوهر صدف نیابد
اظهار تنگدستی هر چند از ادب نیست ۲
نادان بود مسلم از گوشمال دوران
آسوده از شکست است فردی که منتخب نیست ۳
هر چند آن پریرو وحشی تر از غزال است
این صید را کمندی چون آه نیمشب نیست ۴
همت صلای عام است نسبت به هر که باشد
در خانه کریمان مهمان بی طلب نیست ۵
با ما شبی به روز آر، روزی به ما به شب کن
یک روز نیست صد روز، یک شب هزار نیست ۶
از استخوان بی مغز پوچ است لاف، صائب
حرف از نسب مگویید در هر کجا حسب نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۳۱ - هر خار این گلستان مفتاح دلگشایی است
گوهر بعدی:غزل ۲۲۳۳ - مرا از تیره بختی شکوه بیجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.