خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق انسانی و فلسفی است. شاعر از پریشانی و گرفتاریهای زندگی سخن میگوید و اشاره میکند که گاهی فاصلهای بین مشکلات و انسان وجود ندارد. او به موضوعاتی مانند رنج، عرفان، و شرایط زندگی میپردازد و از مفاهیمی مانند صبر، عشق، و درک عمیق زندگی سخن میگوید.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی دارند که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
غزل ۲۱۹۰ - در موج پریشانی من فاصله ای نیست
در موج پریشانی من فاصله ای نیست
امروز به جمعیت ما سلسله ای نیست ۱
فریاد که اسباب گرفتاری ما را
چون حلقه زنجیر ز هم فاصله ای نیست ۲
بی دیده بینا چه گل از خار توان چید؟
رحم است به پایی که در او آبله ای نیست ۳
موقوف به وقت است سماع دل عارف
هر روز در اجزای زمین زلزله ای نیست ۴
از ظرف حریفان نتوان سر به در آورد
در بزم شرابی که تنک حوصله ای نیست ۵
بوی گل و باد سحری بر سر راهند
گر می روی از خود، به ازین قافله ای نیست ۶
صائب ز سر زلف سخن دست ندارد
هر چند به جز گوشه ابرو صله ای نیست ۷
امروز به جمعیت ما سلسله ای نیست ۱
فریاد که اسباب گرفتاری ما را
چون حلقه زنجیر ز هم فاصله ای نیست ۲
بی دیده بینا چه گل از خار توان چید؟
رحم است به پایی که در او آبله ای نیست ۳
موقوف به وقت است سماع دل عارف
هر روز در اجزای زمین زلزله ای نیست ۴
از ظرف حریفان نتوان سر به در آورد
در بزم شرابی که تنک حوصله ای نیست ۵
بوی گل و باد سحری بر سر راهند
گر می روی از خود، به ازین قافله ای نیست ۶
صائب ز سر زلف سخن دست ندارد
هر چند به جز گوشه ابرو صله ای نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۸۹ - بوی سر زلف تو به شیدایی من نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۱۹۱ - در معرکه عشق ز جرأت خبری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.