خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از تشبیهها و استعارههای زیبا برای بیان مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی استفاده میکند. شاعر از شراب، زلزله، گل، خار، و دیگر عناصر طبیعی برای بیان احساسات و تفکرات خود درباره وصال، جدایی، عقل و جنون بهره میبرد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۱۷۶ - خام است شرابی که در او غلغله ای هست
خام است شرابی که در او غلغله ای هست
پوچ است زمینی که در او زلزله ای هست ۱
گل می شکفد از مژه خار مغیلان
تا در قدم گرمروان آبله ای هست ۲
با گل همه شب دست و گریبان وصال است
چون خار کسی را که زبان گله ای هست ۳
چون معنی بیتیم یکی، از ره معنی
در صورت اگر ما و ترا فاصله ای هست ۴
ارباب جنون را ز کشاکش خبری نیست
در گردن عقل است اگر سلسله ای هست ۵
همره چه ضرورست، که از سنگ ملامت
در هر قدم راه جنون قافله ای هست ۶
صائب برد از صحبت گل فیض چو بلبل
آن را که درین باغ زبان گله ای هست ۷
پوچ است زمینی که در او زلزله ای هست ۱
گل می شکفد از مژه خار مغیلان
تا در قدم گرمروان آبله ای هست ۲
با گل همه شب دست و گریبان وصال است
چون خار کسی را که زبان گله ای هست ۳
چون معنی بیتیم یکی، از ره معنی
در صورت اگر ما و ترا فاصله ای هست ۴
ارباب جنون را ز کشاکش خبری نیست
در گردن عقل است اگر سلسله ای هست ۵
همره چه ضرورست، که از سنگ ملامت
در هر قدم راه جنون قافله ای هست ۶
صائب برد از صحبت گل فیض چو بلبل
آن را که درین باغ زبان گله ای هست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۷۵ - بی دادرس آن کس که فغان چون جرسش هست
گوهر بعدی:غزل ۲۱۷۷ - در نقطه خاک است نهان، گر خبری هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.