خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و تأثیرات عمیق آن بر قلب و جان انسانها سخن میگوید. او عشق را به عنوان نیرویی قدرتمند توصیف میکند که جهان را روشن میکند و جانها را به سمت بندگی و تسلیم سوق میدهد. شاعر همچنین از تأثیرات روحانی و شفابخش این عشق صحبت میکند و آن را به عنوان منبع حیات و نور معرفی میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۸۱۰ - ای بداده دیدههای خلق را حیرانییی
ای بِداده دیدههایِ خَلْق را حیرانییی
وِیْ زِ لشکرهایِ عشقَت، هر طَرَف ویرانییی ۱
ای مُبارک چاشْتگاهی، کافتابِ رویِ تو
عالَمِ دل را کُند اَنْدَر صَفا نورانییی ۲
دَم به دَم خَط میدَهَد جانها، که ما بندهیْ توییم
ای سَراسَر بندگیِّ عشقِ تو سُلطانییی ۳
تا چه میبینَند جانها هر دَمی در رویِ تو
وَزْچه باشد هر زمانیشان چُنین رَقصانییی ۴
از چه هر شب پاسْبانِ بامِ عشقِ تو شوند
وَزْچه هر روزی بُوَدْشان بر دَرَت دَربانییی ۵
این چه جام است این که گَردان کردهیی بر جانها؟
آبِ حیوان است این، یا آتشی روحانییی؟ ۶
این چه سِر گفتی تو با دلها، که خَصْمِ جان شدند؟
این چه دادی دَرد را تا میکُند دَرمانییی؟ ۷
روستایی را چه آموزید نورِ عشقِ تو
تا زِ لوحِ غَیب دادش هر دَمی خَطْ خوانییی ۸
شَمسِ تبریزی فُرو کُن سَر ازین قَصرِ بُلند
تا بَقایی دیده آید در جهانِ فانییی ۹
وِیْ زِ لشکرهایِ عشقَت، هر طَرَف ویرانییی ۱
ای مُبارک چاشْتگاهی، کافتابِ رویِ تو
عالَمِ دل را کُند اَنْدَر صَفا نورانییی ۲
دَم به دَم خَط میدَهَد جانها، که ما بندهیْ توییم
ای سَراسَر بندگیِّ عشقِ تو سُلطانییی ۳
تا چه میبینَند جانها هر دَمی در رویِ تو
وَزْچه باشد هر زمانیشان چُنین رَقصانییی ۴
از چه هر شب پاسْبانِ بامِ عشقِ تو شوند
وَزْچه هر روزی بُوَدْشان بر دَرَت دَربانییی ۵
این چه جام است این که گَردان کردهیی بر جانها؟
آبِ حیوان است این، یا آتشی روحانییی؟ ۶
این چه سِر گفتی تو با دلها، که خَصْمِ جان شدند؟
این چه دادی دَرد را تا میکُند دَرمانییی؟ ۷
روستایی را چه آموزید نورِ عشقِ تو
تا زِ لوحِ غَیب دادش هر دَمی خَطْ خوانییی ۸
شَمسِ تبریزی فُرو کُن سَر ازین قَصرِ بُلند
تا بَقایی دیده آید در جهانِ فانییی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۰۹ - ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانییی
گوهر بعدی:غزل ۲۸۱۱ - از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.