خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به مفاهیم عرفانی و فلسفی مانند عمر گذرا، رازهای حقیقت، دردهای روحی و امید به درمان از طریق عالم غیب میپردازد. شاعر از رابطهی انسان با غیب، شهادت، و رازهای نهفته در وجود سخن میگوید و تأکید دارد که تنها دلهای پاک میتوانند به این اسرار دست یابند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۱۲۰ - در پاس نفس می گذرد عمر عزیزش
در پاس نفس می گذرد عمر عزیزش
هر سوخته جانی که دلش همدم غیب است ۱
هر کس کهخبر می دهد از راز حقیقت
زنهار مکن گوش که نامحرم غیب است ۲
این زخم که از تیغ قضا بر جگر ماست
موقوف به روی دلی از مرهم غیب است ۳
در چشم سیه خانه نشینان شهادت
دیدار بتان روزنه عالم غیب است ۴
یک مو خبر از راز دهان تو ندارد
صائب که دلش آینه عالم غیب است ۵
روشنگر آیینه دلها دم غیب است
میراب جگرسوختگان شبنم غیب است ۶
شیرازه مجموعه دلهای پریشان
تاری ز سر زلف خم اندر خم غیب است ۷
فیضی که دهد همچو مسیحا به نفس جان
در پرده عصمتکده مریم غیب است ۸
هر سوخته جانی که دلش همدم غیب است ۱
هر کس کهخبر می دهد از راز حقیقت
زنهار مکن گوش که نامحرم غیب است ۲
این زخم که از تیغ قضا بر جگر ماست
موقوف به روی دلی از مرهم غیب است ۳
در چشم سیه خانه نشینان شهادت
دیدار بتان روزنه عالم غیب است ۴
یک مو خبر از راز دهان تو ندارد
صائب که دلش آینه عالم غیب است ۵
روشنگر آیینه دلها دم غیب است
میراب جگرسوختگان شبنم غیب است ۶
شیرازه مجموعه دلهای پریشان
تاری ز سر زلف خم اندر خم غیب است ۷
فیضی که دهد همچو مسیحا به نفس جان
در پرده عصمتکده مریم غیب است ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۱۹ - جمعیت جسم از نفس پا به رکاب است
گوهر بعدی:غزل ۲۱۲۱ - آفاق منور ز رخ انور صبح است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.