خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره ناامیدی، درد و رنجهای زندگی است. او از ناتوانی در پذیرش تاریکیها، ناامیدی از بهبود زخمهای روحی، و احساس بیپناهی در برابر مشکلات سخن میگوید. همچنین، شاعر به بیعدالتیها و نادیده گرفته شدن استعدادهایش اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۲۰۴۸ - داغم چو آفتاب سیاهی پذیر نیست
داغم چو آفتاب سیاهی پذیر نیست
چون صبح چاک سینه من بخیه گیر نیست ۱
این شکر چون کنیم که پهلوی خشک ما
در زیر بار منت نقش حصیر نیست ۲
فکر کمین مکن که تماشایی ترا
پای گریز چون هدف از پیش تیر نیست ۳
آیینه ای کجاست که بر کور باطنان
روشن شود که طوطی ما را نظیر نیست ۴
در چشم ما که واله ابروی مصرعیم
بین السطور هیچ کم از جوی شیر نیست ۵
صائب در آب سیل بشود دست را ز دل
این خانه شکسته عمارت پذیر نیست ۶
چون صبح چاک سینه من بخیه گیر نیست ۱
این شکر چون کنیم که پهلوی خشک ما
در زیر بار منت نقش حصیر نیست ۲
فکر کمین مکن که تماشایی ترا
پای گریز چون هدف از پیش تیر نیست ۳
آیینه ای کجاست که بر کور باطنان
روشن شود که طوطی ما را نظیر نیست ۴
در چشم ما که واله ابروی مصرعیم
بین السطور هیچ کم از جوی شیر نیست ۵
صائب در آب سیل بشود دست را ز دل
این خانه شکسته عمارت پذیر نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۴۷ - بازآ که بی تو مجلس ما را حضور نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۰۴۹ - از بخت تیره اهل سخن را گزیر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.